21 جلد کتاب راهنماي گردشگري ايران منتشر مي شود

مجموعه 3 زبانه راهنماي گردشگري ايران TRAVEL GUIDE در 21 جلد به زبان‌هاي فارسي، عربي و انگليسي از سوي ستاد تبليغات و نمايشگاه‌هاي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري روانه بازار مي‌شود.      

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گردشگري_ به گزارش روابط عمومي ستاد تبليغات و نمايشگاه‌ها، چهارچوب اصلي کتاب راهنماي گردشگري ايران در 15 محور تدوين شده که در نماي کلان، اطلاعات مورد نياز يک جهانگرد از ابتداي ورود به کشور تا انتهاي مسافرت را در اختيار او قرار خواهد داد .
رييس ستاد تبليغات و نمايشگاه‌ها در همين خصوص با منحصر به فرد خواندن کتاب راهنماي گردشگري ايران از منظر جنبه‌هاي کيفي و استانداردهاي جهاني گفت: در مجموعه اين کتاب‌ها، ايران به 10 منطقه تقسيم شده که در هر منطقه امکانات مورد نياز اعم از حمل و نقل، کمپينگ و محل‌هاي استقرار، فاصله بين مناطق براي راهنمايي گردشگران، آب و هوا، آداب و رسوم و ... در نظر گرفته شده است .
محمد حسين برزين افزود: تمام امکانات گردشگري مناطق مختلف ايران و تمام مراکز دولتي و غير دولتي که مي‌توانند به يک مسافر و گردشگر کمک کنند، در اين کتاب گنجانده شده‌اند .
رييس ستاد تبليغات و نمايشگاه‌ها با اشاره به بهره‌گيري از بهترين منابع اطلاعاتي و انساني در تدوين اين مجموعه نفيس و فاخر، تصريح کرد: مطالعات کتاب راهنماي گردشگري ايران بر اساس بهترين الگوهاي موجود و مطرح‌ترين کتاب‌هاي راهنماي جهان از قبيل لونلي پلانت، گاليمار و کتاب راهنماي کشورهاي بزرگ در عرصه توريسم مثل اسپانيا، ايتاليا و ترکيه تدوين شده و در نهايت متناسب با فرهنگ و امکانات ايران به نگارش درآمده است .
برزين با اشاره به تفاوت‌هاي تحسين برانگيز راهنماي گردشگري ايران با معدود کتاب‌هاي پيشين که در اين زمينه چاپ شده‌اند، گفت: در کتاب‌هاي قبلي تنها سعي بر اين بود که جاذبه‌هاي ايران معرفي شود، اما در مجموعه جديد علاوه بر اطلاعات قبلي، اطلاعات کاربردي جهت تسهيل سفر به گردشگران ارائه شده است.
رييس ستاد تبليغات و نمايشگاه‌ها با اشاره به استفاده از نيروهاي متخصص بومي مناطق مختلف ايران براي دريافت اطلاعات مورد نياز، افزود: استفاده از دانشجويان و متخصصان حوزه گردشگري در مناطق بومي از جمله شاخص‌هاي کتاب راهنماي گردشگري ايران به شمار مي‌رود که همين امر در افزايش کيفيت و غناي مطالب تاثير زيادي داشته است.
برزين از انتشار اين مجموعه نفيس به عنوان يک افتخار ملي ياد کرد و افزود: معرفي کامل استان، شهر يا منطقه، طبيعت و آب و هوا، چگونگي سفر به استان‌ها، وضعيت حمل و نقل، نحوه اقامت، معرفي مراکز درماني، امکانات استاني و مناطق، جاذبه‌ها، سوغات، غذاها، توريسم ورزشي، محيط زيست، مراکز دانشگاهي و اقتصاد و درآمد هر استان از جمله سر فصل‌هاي مجموعه کتاب‌هاي راهنماي گردشگري ايران محسوب مي‌شود.



شناسايي 27 مسير ويژه گردشگري استان قزوين


با توجه به قابليت‌هاي و توانايي‌هاي استان قزوين جهت معرفي جاذبه‌هاي تاريخي، طبيعي، 27 مسير ويژه گردشگري در قزوين شناسايي شدند.     

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ نادر محمدي سرپرست معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با اعلام اين خبر افزود: با توجه به موقعيت‌ تنوع اقليم و توانايي‌هاي تاريخي و طبيعي قزوين با همكاري دفتر برنامه‌ريزي و توسعه گردشگري داخلي اين توانمندي‌ها و پتانسيل‌هاي شناسايي و براي مسيرهاي عمومي گردشگري در استان شناسنامه تعريف گرديد كه آژانس‌هاي دفتر خدمات مسافرتي مي توانند براساس اين مسيرهاي شناسايي شده پكيج سفر را براي گردشگران داخلي و خارجي برنامه‌ريزي نمايند.
وي تعريف مسيرهاي جديد را شامل مبدا، مقصد، فواصل به كيلومتر زمان پيشنهادي سفر، مدت به روز و نوع دسترسي مسير اعم از جاده‌اي، ريلي و هوايي عنوان كرده و گفت براي هر مسير كد خاصي در نظر گرفته شده و مهمترين جاذبه‌ها و مكان‌هاي پيراموني طول مسير هم در اين شناسنامه درج شده است .
سرپرست معاونت گردشگري يادآور شد: در تعريف مسيرها گردشگري تلاش ده براساس اصول علمي و منطقي و در نظر گرفتن تمام نيازمندي‌هاي يك مسافر اطلاعات لازم را جمع آوري كنيم .
محمدي با بيان اينكه تمام مسيرهاي شناسايي شده به دنبال يك كار مطالعاتي شش ماه مشخص شده‌اند اظهار داشت : تلاش كرده‌ايم در اين بسته‌ها علاوه بر ارائه اطلاعات و نيازمندي‌هاي گردشگران حتي زمان مناسب را براي سفر به اين مسيرها اعلام نماييم.
شايان ذكر است مسيرهاي گردشگري شامل: قزوين منطقه ييلاقي – قزوين تاكستان – قزوين، بوئين زهرا- قزوين سپارده- قزوين بازرگاه- قزوين گازرخان- قزوين آوه- قزوين خشچال – قزوين طارم سفلي – قزوين آبگرم- قزوين آوج- قزوين آبيك- قزون گشنه رود- قزوين سيالان- قزوين غارقلعه كرد – قزوين گرمارود- قزوين هيو- يله گنبد- قزوين رازميان- قزوين رامند- قزوين سنگ سوري- قزوين اندج و 4 مسيرر ويژه قزوين مي‌باشد

چگونه برنامه سفر بنويسيم


براي اجراي موفق يك تور، احاطه كامل راهنما بر برنامه سفر و مرور آن قبل از حركت بسيار مهم است، لذا احساس مي‌شود كه دانستن علم طراحي و نوشتن Itinerary (گشت‌نامه) براي هر راهنما الزاميست.     
گشت‌نامه‌هاي دفاتر خدمات مسافرتي مي‌توانند تمام ايران را معرفي كنند

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ از آن‌جايي كه براي اجراي موفق يك تور، احاطه كامل راهنما بر برنامه سفر و مرور آن قبل از حركت بسيار مهم است، لذا احساس مي‌شود كه دانستن علم طراحي و نوشتن Itinerary (گشت‌نامه) براي هر راهنما الزاميست. از اين رو بر آن شديم كه نكاتي چند از نوشتن يك گشت نامه موفق را به اطلاع خوانندگان و علاقمندان برسانيم.
براي طراحي گشت‌نامه بايد به نكاتي توجه كرد تا به يك گشت‌نامه مطلوب دست پيدا كنيم، چرا كه اولين چيزي كه باعث مي‌شود يك توريست از آن طرف مرزها به شما اعتماد كند و به ايران سفر كند تا آژانس شما يا راهنما در مدتي معيين به او سرويس‌دهي داشته باشد يك گشت‌نامه عالي كه در بر دارنده تمام مقاصد توريست باشد، است.
 بعضي گشت‌نامه‌ها به صورت پكيج ارائه م‌يشود تا آژانس مربوطه، آن را به هموطن‌هاي خود ارائه دهد و همگي تحت پوشش اين پكيج به كشور مقصد سفر كنند (اين پكيج ها در بردارنده كليه اطلاعات سفر اعم از شهرهاي مورد بازديد در روزهاي معين، كلاس و درجه هتل‌ها، اماكن مورد بازديد، پرداخت يا عدم پرداخت وروديه‌ها، تعداد وعده‌هاي غذايي كه برعهده آژانس مي‌باشد، پذيرايي بين شهري، حضور يا عدم حضور راهنماي محلي بر روي تور، كيلومتر بين شهرها و... هستند.)

اين‌گونه پكيج‌ها معمولا" توسط آژانس برگزار كننده قبلا" بررسي شده و حتي سال‌ها از اجراي آن مي‌گذرد، با اين حال ديده شده است كه گهگاه در پايان سفر تعدادي از مسافران از مسيرسفر يا از ديگر ضعف‌هايي كه در سفر بوده ناراضي هستند كه به نظر مي‌رسد درصد بالايي از اين نارضايتي‌ها به ضعف تنظيم گشت نامه بازمي‌گردد.
 بعضي گشت‌نامه‌ها به درخواست گروه توريستي است كه راسا" با آژانس مقصد تماس گرفته و تقاضاي بازديد از شهرهايي را در فصلي بخصوص و مدت زماني معين، مشخص كرده‌اند تنظيم مي‌شود. تنظيم و نوشتن اين‌ گشت‌نامه‌ها بسيار مشكل‌تر است، چرا كه بايد تمام خواسته‌هاي توريست را مد نظر قرار داد.

يكي از مواردي كه طراح برنامه بايد به آن توجه كامل داشته باشد مسافت بين اقامتگاه‌هاست و جاذبه‌هايي كه در بين راه مي‌توان از آن‌ها بازديد كرد. گردشگران به بعد مسافت، مثلا" بين شيراز و مشهد اصلا" توجه‌اي ندارند و حتما" مي‌خواهند در مدت زمان محدودي كه امكان مسافرت به ايران را دارند اين دو نقطه دور از هم را ببينند.  

بايد توجه داشت كه مسافت نوشته شده در نقشه ها اصلا" نم‌يتواند ملاك واقع شود، مثلا" مسافت كرج ـ چالوس 170 كيلومتر است در حالي كه مسافت كرج ـ قم هم چيزي نزديك به آن است و حال ايا مي‌توان مدت زمان رسيدن به چالوس را برابر با مدت زمان رسيدن به قم دانست ؟ از اين‌گونه راه‌ها در كشور بسيار است. اگر طراح خود اين مسيرها را قبلا" تجربه كرده باشد، بسيار موفق‌تر است و در صورت تجربه نكردن اين راه‌ها بايد با كمك گرفتن از افرادي كه قبلا" اين تجارب را كسب كرده‌اند اقدام به نوشتن گشت‌نامه كند.

در مجموع بايد به اين نكات توجه كامل داشت:
1- تعداد روزهاي سفر
2- اماكن و شهرهاي مورد بازديد
3- تعداد نفرات گروه
4- نوع تور: تورهاي طبيعت‌گردي، تور فرهنگي، تورهاي طبيعت گردي ـ فرهنگي
5- فصل اجراي تور

1-  تعداد روزهاي سفر: نكته بسيار مهم اين است كه مسافتي كه ما براي جابجايي از شهري به شهر ديگر يا به محل كمپ در نظر مي‌گيريم نبايد از 300 كيلومتر بيشتر باشد، معمولا تا 400 كيلومتر هم مجاز است. به خصوص اين‌كه در بين راه جاذبه‌هايي براي ديدن وجود داشته باشد. نكته‌اي كه نبايد فراموش شود اين‌ است كه خودرو توريستي هرگز نبايد در تاريكي شب در حركت باشد، بلكه قبل از غروب آفتاب بايد به هتل برسد. سرعت استاندارد و مجاز براي كليه خودروهاي توريستي فقط 80 كيلومتر در ساعت است .
يكي از مسيرهايي كه بيشتر از 400 كيلومتر است، مسير شيراز - كرمان 570 كيلومتر بوده و متاسفانه در بين راه فقط مي‌توان از كاخ ساساني سروستان و منظره درياچه بختگان از گردنه استهبان بازديد كرد (توقف كوتاهي براي عكاسي)، با آن‌كه در بين راه در شهرستان سيرجان مهمانسراي جهانگردي وجود دارد و مي‌توان براي اقامت شبانه از آن‌جا استفاده كرد، آژانس‌هاي مسافرتي رغبت چنداني براي انجام اين امر ندارند : چرا كه جاذبه‌اي در آن وجود ندارد و يك روز توريست را نمي‌توان صرفا براي ديدن يك كاخ ساساني تلف كرد و نيمي از روز بعد را هم در طي مسافت سيرجان – كرمان از دست داد.

اگر از ما توري به مدت 10 روز درخواست شده باشد با توجه به مسافت بين شهرها كه بين 300 تا 400 كيلومتر را در نظر ميگيريم مي‌توانيم به اين صورت عمل كنيم: براي مثال گروهي تقاضاي ديدن از شهرهاي تهران – همدان  ، اصفهان – شيراز ، يزد و كرمان را دارد (در مدت 10 روز):
روز اول: حركت به طرف همدان با توجه به بعد مسافت و تاريكي زودرس هوا اگر پاييز باشد زمان را تلف نكرده و قبل از رسيدن به همدان از طريق جاده كبودرآهنگ  جهت بازديد به طرف غار علي‌صدر مي‌رويم و مسير برگشت را از طريق روستاي لالجين طي مي‌كنيم، كه اگر وقت باشد توقفي هم براي ديدن يكي از فروشگاه‌ها و كارگاه‌هاي سفال سازي خواهيم داشت. (پس در گشت‌نامه فقط بازديد از غار را  عنوان مي‌كنيم و از اعلام بازديد از سايتي در شهر پرهيز مي‌كنيم، چرا كه در صورت نبود وقت با اعتراض توريست‌ها روبرو مي‌شويم.)
روز دوم : پس از بازديد از شهر همدان صبح يا حوالي ظهر به طرف كاشان حركت مي‌كنيم. درواقعه ما كاشان را به شهرهاي ديگري كه ايشان درخواست كرده بودند اضافه مي‌كنيم و تمام جاذبه‌هاي آن را برايشان توضيح مي‌دهيم،  چرا كه آن‌ها قبلا اطلاعاتي درباره شهرهاي درخواستي داشته‌اند ولي حتما درباره كاشان چيزي نمي‌دانستند، شما با اين كار مسافت را كوتاه كرده (همدان _ كاشان 390 كيلومتر) و به آن‌ها مي‌گوييد كه در اين صورت غير از زيبايي‌هاي كاشان روز بعد شما دو سايت بسيار جالب، زيبا و تاريخي يعني ابيانه و نطنز را نيز در بين راه اصفهان خواهيد ديد. (اگر مستقيما به اصفهان ميرفتيم مسافت 480 كيلومتر بود و به علت كمي وقت بازديد از كاشان، ابيانه و نطنز را از دست مي‌داديم.)
روز سوم : پس از بازديد از كاشان به طرف ابيانه حركت كرده نهار را در هتل ابيانه صرف مي‌كنيد و پس از بازديد از ابيانه به طرف نطنز كه در مسير قرار گرفته مي‌رويد. در نطنز از مسجد جامع و كارگاه سفال سازي كه سفال‌هاي آن در ايران بي‌نظير و گرانترين است، ديدن كرده و در پايان روز به اصفهان مي‌رسيد.
روز چهارم : بازديد تمام روز در اصفهان داريد.
روز پنجم : مانند روز گذشته بازديد از اصفهان خواهيد داشت.
روز ششم : به طرف يزد حركت كرده،  در بين راه از نائين بازديد مي‌كنيد، (مسجد جامع - خانه پير نيا و روستاي محمديه براي هنر عبابافي ) سپس ادامه مسير به يزد كه مجموعا 300 كيلومتراست. در بعد از ظهر از اماكن يزد بازديد مي‌كنيد .(لازم به ذكر است كه اگر اقامت در يزد 2 شب مي‌بود از اماكن تاريخي ميبد نيز مي‌توانستيد بازديد كنيد ولي به علت كمبود وقت حتما بايد در بعد از ظهر و قبل از تاريكي در يزد باشيد و تاجايي كه امكان دارد از اماكن تاريخي يزد بازديد كنيد.)

روز هفتم : يزد را به طرف شيراز ترك  كرده در بين راه از سرو 4000 ساله ابر كوه و پاسارگاد بازديد مي‌كنيم و شب را در شيراز اقامت مي‌كنيم.

روز هشتم :  از شيراز به طرف تخت جمشيد حركت مي‌كنيم و پس از بازديد از نقش رستم و تخت جمشيد و  صرف نهار به طرف شيراز برگشته و بعدازظهر از آرامگاه حافظ، سعدي، مسجد وكيل و بازارديدن مي‌كنيم.( بعلت كمي وقت از بازديد از سايت‌هاي ديگر صرف نظر مي‌كنيم)
روز نهم : شيراز را به طرف كرمان ترك مي‌كنيم و در بين راه از كاخ ساساني سروستان ديدن مي‌كنيم و سپس با توقفه‌ايي در بين راه به كرمان ميرسيم؛570 كيلومتر.

روز دهم : از شهر كرمان بازديد كرده و در بعد ازظهر گروه با هواپيما به طرف تهران پرواز مي‌كنند و از آن‌جا به كشورشان باز مي‌گردند.
اگرتقاضاي توريست‌ها 12 روز بود اين گشت‌نامه بسيار عالي و كامل‌تر مي‌توانست باشد (اقامت طولاني‌تر در اصفهان يا شيراز)

ما اين گشت‌نامه را كه شامل كليه اطلاعات سرويس‌هاي سفر( در بالا ذكر شده است) است را به اطلاع گردشگران مي‌رسانيم، اگر قبول كردند و آن را تاييد كردند،ما مقدمات كار را فراهم ميكنيم. اگر روي همان 10 روز پافشاري كردند يكي از شهرها را كه مسلما بايد همان كاشان باشد را حذف كرده و از همدان مستقيما به اصفهان 480 كيلومتر مي‌رويم، ولي بايد در نظر داشته باشيم كه تقريبا اين مسافت مدت زمان بيشتري را نسبت به مسافت اصفهان – شيراز كه 480 كيلومتر است مي‌گيرد، چرا كه بسياري از قسمت هاي سفر جاده دو طرفه است و سرعت خودرو را كم مي‌كند. اگر ما داراي وقت بيشتري باشيم ( تورهاي بالاي 15 روز) و در اصفهان مدت زمان بيشتري را بخواهيم توقف داشته باشيم مسير را از طرف ملاير و جوكار (بازديد از تپه باستاني نوشيجان) خمين و گلپايگان (بازديد از ارگ قديمي گوگد) و اصفهان انتخاب مي‌كنيم كه تقريبا غروب آفتاب به اصفهان مي‌رسيم (پس از دو مسير با در نظر گرفتن شرايط مي‌توانيم از همدان به اصفهان برسيم).
2- مدت زمان تور: همان‌طور كه ذكرشد اماكن مورد بازديد در شهرها نيز بسته به مدت زمان تور دارد. در شهرهايي كه اقامت بيشتري به خاطر طول مدت سفر داريم اماكن بيشتري را مي‌توان بازديد كرد، مثللا اگر در اصفهان فقط 2 شب اقامت داشته باشيم بايد از بازديد بعضي سايت‌ها مثل منارجنبان، به علت بعد مسافت صرف نظر كرد. پس در اين گونه موارد نمي‌توان دستورالعملي كه شامل بازديد كليه اماكن باشد را به راهنماي گروه داد و همچنين بايد از ذكر اسامي تمام اماكن تاريخي در گشت‌نامه ارسالي به كشور مربوطه خودداري كرد و بازديد از اماكن را در هر شهري صرفا در اختيار راهنما گذاشت.

ناگفته نماند كه آژانس‌هاي كار گذار و يا توريست‌هايي كه مستقيما با آژانس ايراني تماس گرفته‌اند حتما توقع و حق دارند كه از چگونگي بازديد اماكني كه در شهرها وجود دارد باخبر باشند و ما بايد در اين گونه موارد (شهرهاي بيشتر و روزهاي كمتر) حداقل اماكن بازديدي را ذكر كنيم.

3- تعداد نفرات: تعداد نفرات نيز در تنظيم سفرنامه مهم است چرا كه اگر گروه 30 نفر باشد، جمع كردن گروه از سايت، پياده و سوار شدن به اتوبوس، پذيرش هتل و مراحل ترك هتل، بسيار وقت گير است و گاها راهنماها مجبور مي‌شوند كه بيدارباش گروه را زودتر اعلام كنند تا به موقع به تمام سايت‌ها برسند. از طرف ديگر در زمان بازديد از سايتي ، بسيار ديده شده است كه افرادي در گروه‌هاي بزرگ هستند كه به علت كهولت سن توانايي حركت تند و سريع را ندارند و بسيار آهسته به طرف سايتي مانند تخت جمشيد يا زيگورات چغازنبيل رفت و آمد مي‌كنند و حتي مي‌دانيم كه سرعت اتوبوس از خودروهاي كوچكتر  كمتر است، پس در اين گونه تورها بايد حتما در شهرهاي مهمي مثل اصفهان يا شيراز روزهاي بيشتري اقامت كرد و قبلا از ذكر كليه سايت‌هاي قابل بازديد خودداري كرد.   
4- تورهاي طبيعت گردي ـ فرهنگي: در اين گونه تورها ، گشت‌نامه بايد در برگيرنده كليه علايق و خواسته‌هاي اين گونه توريست‌ها كه شامل طبيعت گردي و بازديد از اماكن تاريخي است باشد، نطراح بايد سعي كند با شناختي كه از سايت هاي طبيعي و آثار باستاني در شهرها دارد گشت‌نامه را طوري تنظيم كند كه بعد از يك، دو يا سه شب اقامت در طبيعت و چادر حتما به يكي از شهرهاي مهم و تاريخي برسد و ضمن آن‌كه موجبات استراحت و رفاه توريست‌ها را در يكي از هتل‌ها فراهم مي‌آورد، با نشان دادن اماكن تاريخي در اين شهرها جاذبه‌هاي بي‌شمار تاريخي كشور عزيزمان را نيز به  آنان نشان دهد. تورهاي طبيعت گردي فرهنگي بايد به طور متناوب بازديد از طبيعت و اقامت در كمپ، و بازديد از سايت‌هاي تاريخي و اقامت در هتل را با هم داشته باشد تا مدت زمان تور به انتها برسد.

با توجه به اينكه داوطلبان اين گونه تورها اقامت در طبيعت را بيشتر ترجيح مي‌دهند، طراح بايد فصل انجام تور را در نظر بگيرد و با توجه به طلوع و غروب آفتاب، زمان رسيدن به محل كمپ را كه حداكثر بايد يك ساعت قبل از غروب آفتاب باشد را دز نظر بگيرد (ضمن اين‌كه نبايد وقت توريست را با زود رسيدن به محل كمپ بيهوده تلف كرد)

طراح بايد با دقت بسيار زمان بين دو محل اقامت را با در نظر گرفتن مسافت و جاذبه‌هاي بين راه محاسبه نمايد. پس مي‌توانيم بگوئيم كه معمولا در اين گونه تورها تعداد شهرهاي مورد بازديد كمتر هستند و تعداد شب‌هاي اقامت در كمپ بيشتر است. فراموش نشود حركت از محل كمپ بسيار وقت گيرتر از حركت از هتل است و همان‌طور كه ذكر شد رسيدن به محل كمپ بايد يك ساعت قبل از غروب آفتاب باشد.
تورهاي فرهنگي: كه شامل بازديد از اماكن تاريخي هستند، مي‌توانند از تعداد يك نفر توريست شروع شود تا 20 يا 30 و يا يك اتوبوس كامل و همانطور كه قبلا ذكر شد طراح گشت‌نامه بايد حتما شرايط تعداد نفرات را در نظر بگيرد و بايد به اين موضوع واقف باشد كه مدت زمان طي يك مسير توسط اتوبوس بسيار متفاوت با يك خودرو سواري مانند پژو است، مثلا زمان طي طريق تهران _ چالوس براي يك اتوبوس بسيار طولاني تر از يك خودرو سبك است، ضمنا" بايد توجه داشت كه در هر نوع تور هيچ مسيري نبايد تكراري باشد. مسافر ما نبايد از يك جاده دو بار عبور كند البته سايت‌هايي مانند تخت جمشيد كه معمولا" از شيراز به تخت جمشيد و بالعكس ميباشد از اين موضوع مستثني است.
5- فصل سفر: يكي از نكات مهم براي تنظيم يك گشت‌نامه بخصوص به صورت پكيج،
توجه به فصل سفر است. مثلا در طول تابستان نمي‌توان اقامت و يا حتي عبور از كوير را
مد نظر داشت و در بسياري از موارد حتي بازديد از شهرهايي مانند: كاشان _ يزد _ نائين
و كرمان به هيچ وجه در فصل تابستان توصيه نمي‌شود و در گشت‌نامه‌ها نيز ديده نمي‌شود يا در زمستان سفري به نواحي آذربايجان شرقي و غربي يا اردبيل ديده نمي‌شود، چرا كه سرما موانع بسياري را بر سر راه تور ايجاد خواهد كرد.

پس با در نظر گرفتن فصول سال و مناطق مناسب بخصوص در كشوري مانند ايران مي‌توان گشت‌نامه‌هاي بسياري تنظيم كرد كه در طول سال پذيراي توريست‌هاي خارجي باشيم.

ما درايران به علت تنوع آب و هوايي، چهار فصل سفر داريم و ديگر بايد كلمه low season را فراموش كنيم، چرا كه در خارج از مرزهاي ايران، كشورمان به عنوان يك كشور گرمسير شناخته شده است و در ذهن كمتر كسي وجود مناطق خوش آب و هوا در فصل گرما كه شامل اماكن تاريخي و طبيعي بي نظير هم مي‌باشد، مي‌گنجد و كمتر كسي آشنايي با پتانسيل‌هاي استانهاي شمال و شمال غربي و شرقي كشورمان را دارد و حتي به جرات مي‌توان گفت كه در كشور عزيزمان نيز بسياري از دست اندركاران صنعت توريسم از اين واقعيت بي‌خبرند.

بنابراين ما با توجه به فصول مختلف و شرايط آب و هوايي مي‌توانيم گشت‌نامه‌هايي را تنظيم كنيم كه در هر فصلي، سفر با بازديد از شهرهاي شيراز و اصفهان به پايان برسد، چرا كه اين شهرها از مناطق مهم و هميشه مورد درخواست توريست‌هاي خارجي هستند و خوشبختانه از آب و هواي معتدل و مناسبي نيز برخوردار هستند.               
در ادامه مطالب بالا بايد متذكر شوم كه نبايد فراموش كرد كه مسير سفر با گشت‌نامه تفاوت بسيار دارد، چرا كه ما بسيار ساده و بدون داشتن هيچ مهارتي و با نگاهي جزيي به نقشه مي‌توانيم تعداد بسياري از مسيرهاي مسافرتي تهيه كنيمف ولي آيا بدون اطلاع از كيفيت و مسافت بين راه‌ها و سايت‌هاي مورد بازديد در شهرها و بين شهرها و بدون در نظر گرفتن فصل اجراي تور و مدت زمان روشني روز و مدت اقامت در شهرها  مي‌توان اقدام به نوشتن گشت‌نامه كرد و انتظار اجراي يك تور بدون نقص و موفق را داشت؟
در پايان اميدوارم كه طراحان گشت‌نامه فقط به گشتنامه‌هاي هميشگي و تكراري كه تقريبا" در تمامي سايت‌هاي اينترنتي آژانسهاي مسافرتي ديده مي‌شود اكتفا نكنند و با در نظر گرفتن پتانسيل‌ها و امكانات توريستي كشورمانف سعي در ابداع گشت‌نامه‌هاي جديد كه در آن‌ها تمامي ملاحظات بكار رفته باشد را داشته باشند.


غلامرضا شهداديان

برترين زنان ایران باستان

یوتاب:

سردار زن ايراني كه خواهر آريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهی داريوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسكندر گجــسته (به معنی ملعون به زبان اوستایی) در کنار برادرش آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در كوهـهای بختياری راه را بر اسكندر بست . ولی يک یونانی راه را به اسكندر نشان داد و او از مسير ديگری به ايران هجوم  آورد. با اين حال هم آريوبرزن و هم يوتاب در راه ميهن كشته شدند و نامی جاويدان از خود بر جای گذاشتند.

 

 دریاسالار بانو ارتمیز:

نخستين و تنها بانوی درياسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پيــش از ميلاد به مقام درياسالاری ارتش شاهنشاهی خــشايارشاه رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهی ايران را از مرزهای دريايی هدايت ميكرد .تاريخ نويسان يونان اورا در شجاعت و متانت سر آمد تمامی زنان آن روزگارناميدند

آرتمیس (یاران ایران جوان)

 

 ملکه آتوسا:

دختر کوروش هخامنشی و همسر امپراطور داریوش بزرگ

ملكه بيش از 28 كشور آسيايی در زمان امپراطوری داريـوش بزرگ هرودت پدر تاريخ از وی به نام شهبانو ی داريـــــوش بزرگ ياد كرده است وآتوسا را چندين بار در لشكر كشی های امپراطور ياور فكری و روحی داريوش بزرگ دانسته است به طوری که داریوش در تمامی لشگرکشی هایش با آتوسا هم فکری می کرد و از راهنمایی های او بهره می برد.

 

آرتادخت:

وزير خزانه داری و امور مالی دولت ايران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشكانی. به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــی خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالی كوچكتـــــرين خطايی مرتكب  نشد و اقتصاد امپراطوری  پارتيان را رونق بخشيد.

 

آزرمی دخت:

شاهنشاه زن ايرانی در سال 631 ميلادی. او دختر خـسروپرويز پس از " گشناسب بنده " بر چندين كشور آسيايی  پادشاهی كرد

.

آذرناهيد :

ملكه ی ملكه های امپراطوری ايران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور يكم بنيانگذارسلسله ساسانی. نام اين ملكه بزرگ واقتدارات دولتی او در قلمرو ايــــران دركتيبه های كعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستايـش كرده است.

  

پرین:

بانوي دانشمند ايرانی . او دختر کی قباد بود كه در سال ۹۲۴  قبل از مــيلادهزاران برگ از نسخه ها ی اوستا را به زبان پهلوی برای آيندگان از گوشه و كنار ممالک آريايی گردآوری  نمود و يكبار كامل آن را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين برای هميشه ثبت گرديده است.

 

فرخ رو:           

 نام او به عنوان نخستين بانوی وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است وی از طبقه عام كشوری به مقام وزيری امپراطوری ايران رسيد  و وزارت را به  بهترین شکل اداره نمود.

 

آریاتس:

يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهای پيش از ميلاد. مورخــين يونانی در چندين جا نامی از وی به ميان آورده اند و از دلاوریهایش در جنگ در نسخ یونانی بسیار آمده است.

 

هلاله:

پادشاه زن ايرانی كه به گفته كتاب دينی و تاريخی ( ۳۹۱ يشتا- اوستا)در زمان كيانيان بر اريكه شاهنشاهی ايران نشست . از او به عنوان هفتـــمين پادشاه كيانی ياد شده است كه نامش را " همای چهر آزاد" نيز گفته اند.

 

اِستر مردخای:

همسر یهودی خشایارشا که به خاطر علاقه ی بسیارش به شاه زرتشتی می شود.البته در رابطه با وجود استر بین مورخین اختلاف نظر بسیار است.

پوشاك در ایران باستان

پوشاك در ایران باستان

لباس ايرانيان


حجاب در لغت به معنای پوشیدن و پرده به كار رفته و در هیچ موردی اصالتاً به نوع و سبك لباسی كه پوشیده می شود ، اطلاق نشده است. اگر چه حجاب با پوشش اسلامی یكی از دستورات حكیمانه و سعادت بخش دین مبین اسلام است كه از هنگام اسلام آوردن مردم ایران در دو قرن نخست هجری، توسط اهالی این سرزمین مورد پذیرش واقع شده ، ولی تحقیقات نشان می دهد كه جایگاه حجاب در ایران از زمانهای پیشتر شناخته شده بوده و به نوعی دیگر حجاب و پرده نشینی زنان مرسوم بوده است. چه این كه شرایط حاكم بر انتخاب لباس می تواند نشأت گرفته از موقعیت فرهنگی و شرایط اقلیمی باشد.


یكی از شاخه های شناخت فرهنگ ادوار گذشته هر تمدنی، تاریخ لباس و پوشاك است. مردان ایرانی در تمامی ادواری كه نشانه هایی از پوشش آنها در دست داریم، نیز حجاب در معنای مخالف برهنگی را داشتند و اصولاً برهنگی در فرهنگ ایرانی امری مذموم به شمار می رفته است. شاید این مفهوم را هنگام مقایسه با تمدنهای همزمان با تمدن ایرانی بهتر درك كنیم.
بررسی پوشش مردان و زنان ایرانی نه تنها ما را با ظاهر افرادی كه در گذشته زندگی می كردند، آشنا می كند، بلكه شناخت بسیاری از مسایل مانند انواع بافته های نساجی نوع و طرح آنها و خیلی موارد دیگر را به ما می دهد.
ایرانیان از عهد كهن تا چندی پیش درباره لباس پوشیدن تغییر نگرش اساسی نداشته اند، اگر چه در گذر زمان سعی كرده اند شیوه لباس پوشیدن را متناسب با شرایط متغیر زمانه خود هماهنگ سازند، ولی در مجموع متفاوت تر از ساكنان كشورهای اروپایی بوده اند. سنگ نگاره های به جا مانده از عهد باستان هم نشان می دهد كه جوامع شرقی از جمله ایران و مناطق دیگر همچون تمدن «تدمر» در سوریه علی رغم تأثیرپذیری از معماری یونانی و رومی، باز هم حال و هوای شرقی خود را حفظ كرده اند كه این در سنگ نگاره ها و پیكرهای تقریباً پوشیده از لباس به یادگار مانده از آن دوران خود را نشان می دهد.
تاریخ لباس بخشی از تاریخ تمدن است كه در آن تحولات شكل و فرم لباس از قدیمی ترین ایام تا زمان خاصی مورد بررسی و مطالعه و تحقیق قرار می گیرد و با تغییر این نوع پوشاك رفتارهای فرهنگی و اجتماعی آن جامعه نیز دستخوش تغییر و تحول می گردد. در هر جامعه مطالعه این بخش از تاریخ رازهای نهفته ای در مورد مردم آن دوران را برای ما روشن می سازد.


::پوشاك در شهر سوخته
شهر سوخته زابل شهری پنج هزار ساله در دل كویر است كه آشكار شدن اسرار نهفته اش در هر فصل كاوش توسط باستان شناسان، مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب می كند. سیستان به خصوص شهر سوخته از لحاظ موقعیت خاص اقلیمی، سیاسی و فرهنگی مركز ارتباطات تمدنهای بزرگ ماوراء النهر، بین النهرین و هند و چین به شمار می رفته است.
شهر سوخته تنها جایی است در ایران كه حدود هفتصد، هشتصد نوع پارچه از ظریف و خشن و كتانی شكل در آن یافت شده است و این به خاطر شرایط اقلیمی شهر سوخته است كه توانسته پارچه ها را خیلی خوب نگه دارد.
مدارك و اسناد مربوط به پوشاك در ایران باستان از نظر منبع مطالعاتی به چند گروه تقسیم می شود؛ دوران پیش از تاریخ، پیش از دوران ایلامی ها و بعد هم هخامنشیان و دیگری هم دوران ایلامی به بعد تا دوران اسلام است.

در دوران اسلامی به خاطر داشتن مدارك و اسناد بسیاری كه وجود دارد مشكل خاصی برای بازسازی نحوه لباس مردمان آن زمان نداریم، مشكل اصلی ما بازسازی نحوه پوشاك مردم پیش از تاریخ است. همان طور كه می دانید در محوطه های باستانی ایران پارچه نداریم، البته نمونه های بسیار كوچك گهگاه در كاوشهای شهر سوخته دیده می شود.
طی كاوشهایی كه در این شهر انجام شده چند نمونه لباس را روی پیكره های فلزی، سنگی و گلی كشف كرده ایم، به عنوان نمونه مجسمه مفرغی پیدا شده كه خانمی را نشان می دهد كه دیگی روی سر دارد و ظاهراً در حال جابجایی آب از جایی به جای دیگر است. این بانو دارای یك لباس یك تكه بلند است كه تقریباً تا پایین زانو و بالای قوزك پا به صورت یك تكه آمده است. دیگری یك مجسمه كوچك سنگی است كه این مجسمه یك نوع دیگر لباس كه در مناطق شرق ایران مثل خراسان استفاده می شده را نشان می دهد كه شبیه یك نوع ساری هندی است، این زن یك شالی را به یك طرف شانه انداخته، شالی كه از جلو بدن او شروع می شود و به پشت شانه می افتد. نوع دیگری از لباسهای خانمهای شهر سوخته كه در كاوشهای متعدد كشف شده، لباس بلندی است كه تا روی زانو پولك دوزی شده است.
البته در بین این پیكره ها دو، سه نمونه لباس مردانه هم دیده شده است كه نشان می دهد ظاهراً مردان شهر سوخته در هوایی كه خیلی سرد نبوده بالاتنه شان تقریباً عریان بوده و از روی كمر یك شال بلندی را چند بار به دور كمر می پیچانده اند. در نمونه دیگری كه از پیكره مرد گلی به دست آمده، می بینیم كه لباس كاملاً بلند و یك تكه، چیزی شبیه لباس روحانیان به تن داشته البته با این تفاوت كه در قسمت جلو هیچ شكافی وجود ندارد، مثل كیسه كه ظاهراً از سر پوشیده می شده است.
در مورد نوع پوشش مردمان شهر سوخته را تزیینات لباسهای آنها می داند و مثلاً در یكی از قبرها، ما زنی را پیدا كردیم با یك لباس تمام منجق دوزی شده كه با یك نوع مهره یا سنگ قیمتی تزیین شده است و از نوع لباس و تزیینات این زن می توانیم بفهمیم كه احتمالاً او یك فرد عامی و عادی نبوده است و مطمئناً متعلق به یك طبقه حداقل متوسط بوده است. همچنین در ادامه كاوشهای شهر سوخته آثاری از بند كفش مثل بندكفشهایی كه در بلوچستان استفاده می شود، به دست آورده ایم كه نشان می دهد این مردم از كفش هم استفاده می كرده اند. در شهر سوخته استفاده از كمربند زیاد رایج بوده، چرا كه نوعی قطعه پارچه ای پیدا شده، مثل كمربندهای امروزی با سوراخهایی كه برای كنترل كردن آن استفاده می شده است. همچنین در كاوشهای باستان شناسی مواردی مثل یك نوار قیطانی شكل كه روی سربسته می شده است و یكسری قالبهای چوبی كفش و حتی چند نمونه گل موكه با نخهای چند رنگ بافته شده، نیز دیده شده است.

پوشاك در فلات ایران
اما «لادن خرمی» كارشناس طراحی پارچه و لباس و مدرس دانشكده تربیت مدرس قدیمی ترین نمونه های لباس در فلات ایران را مربوط به لباسهای مجسمه انسانی در این فلات می داند كه متعلق به 4200 سال قبل از میلاد است. لباس این مجسمه منحصر به لنگی است كه به كمر بسته و معلوم می شود كه انسان از آن زمان دیگر از پوست حیوانات بطور طبیعی استفاده نمی كرده بلكه از پشم، پارچه هایی می بافته است و آن را لنگ وار به دور خود می پیچیده است.
وی به گزارشگر ما می گوید: نوع دیگر از لباس قدیمی در نقوش برجسته ایلام دیده می شود. این لباس متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد است كه برش ساده ای به پوست داده شده و به طرز زیبایی به شكل شال، كه یك طرفه آن روی شانه ها گره خورده و شانه دیگر آن برهنه و آزاد می باشد، دیده می شود. در سرلوحه كتیبه قانون حمورابی متعلق به 2100 سال قبل از میلاد بالای كتیبه «خداوند آفتاب» نشسته و در حالی كه از شانه هایش شعله زبانه می كشد و متن قانون را در دست گرفته است، لباسی شامل شش دامن كه مانند ژیپون روی هم قرار گرفته با بالاتنه ای ساده از پارچه ای نرم به تن دارد كه متأسفانه تصاویر چندان روشن و واضحی از آن در دست نیست.


::نوع پوشش در سلسله هخامنشیان
یكی از نكات جالب توجه در تمام نگاره های باستانی هخامنشیان این است كه در هیچ نگاره ای انسان برهنه ای دیده نمی شود و اصولاً برهنگی از دیدگاه هخامنشیان بسیار زشت و قبیح بوده است. پروفسور گزنفون در كتاب «از زبان داریوش» در این باره می گوید: كوروش این لباس را از مادها گرفته و تمام كاركنانش را متقاعد كرده تا آن را بر تن كنند وظاهراً معتقد بوده كه این لباس نقص بدن اشخاص را می پوشاند و آدمی را زیبا و بالابلند نشان می دهد.البته در رابطه با طرح و برش و دوخت این لباسها بحثهای زیادی بوده، به طوری كه برخی می گویند، پارچه ای ساده است به طول دو قد انسان و به عرض دو دست باز، با سوراخی برای سر، برخی هم آن را لباس دو تكه بسیار پركاری می دانند.
درباره دو تكه بودن لباس هخامنشیان گولدمن باستان شناسی كه در این باره تحقیق كرده، عقیده دارد: كسی نمی تواند به صراحت بگوید كه این لباس دو تكه یا یك تكه است.
برعكس این عقیده، دانشمندی به نام رس كوشش كرده كه دو تكه بودن لباس پارسیان را ثابت كند و در مقاله ای می نویسد: دو تكه بودن لباس نگهبانان ایلامی كاخ داریوش روی كاشیكاریهای شوش به خوبی نمایان است.
وی چنین ادامه می دهد: در شوش لباس نگهبانان ایلامی كاخ داریوش دو رنگ داشته و این امر دو تكه بودن این لباس را ثابت می كند. این نوع لباس نگهبانان ایلامی در شوش بسیار زیاد و مزین بوده و از دو رنگ پارچه (سفید و زرد یا نارنجی و قهوه ای) دوخته شده است و نقش روی پارچه عبارت از چهار گوشه های زینتی و گلهای درشت و زیبایی كه درون آن اشكال هندسی رنگین نقش شده است.
هر لباس از سه قطعه پارچه متفاوت درست شده كه به كمك حاشیه ها از یكدیگر مشخص می شود. بالاترین قطعه لباس آن است كه روی شانه ها قرار می گیرد، این پارچه از این مچ دست تا آن مچ دست را دربرمی گیرد. سوراخی برای عبور سر در میان دارد و در قسمت جلو تا روی سینه قرار می گیرد. بعد پارچه ای یك رنگ به طرف پایین بدن، در جلو تا كمر و در پشت تا زیر نشیمن گاه كه روی پارچه چینهای عمیقی وجود دارد. قطعه سوم پارچه ای نسبتاً بزرگ است كه به صورت لنگ بسته می شود و در پشت و جلو قدی یكسان دارد.
در كتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی ترجمه دكتر محمد مقدم در مورد سربازان گارد جاویدان نقش شده در آجرهای لعابدار شوش چنین توضیح داده شده است كه آنها سرهای برهنه داشته اند و موهایشان را با نوارهای تابیده سبز رنگ می بسته اند و یك لباس پركار كه از گردن تا مچ پای آنها را می پوشانده به تن داشته اند.
به گفته پروفسور هایرماری كخ در كتاب «از زبان داریوش»، در رابطه با پوشش لباس گارد جاویدان هخامنشیان نظرات جالبی وجود دارد این كه گارد جاویدان در بعضی نقش برجسته های تخت جمشید كلاهی كه از جنس نمد بوده به شكل مستطیل ساده و كوتاه تر از كلاه شاه استفاده می كردند. كفش آنها، كفش چرمی ساده نوك تیز بوده و سه بند داشته است و در آن برای بلند قد نشان دادن افراد از پاشنه استفاده می كرده اند.
خرمی ادامه می دهد: در جای دیگر روی كاخ داریوش در تخت جمشید پیكره پهلوانی در حال كشتن شیری دیده می شود، بالاپوشی كه این مرد هخامنشی به تن دارد، غیر از فرمی است كه تا به حال درباره آن گفته ایم این بلوز بدون آستین بوده و جلوی آن مانند جلیقه باز است و چنین به نظر می رسد كه این پهلوان در زیر جلیقه خود چیزی نپوشیده است یا آن كه در زیر آن پیراهنی بدون آستین به تن دارد. به طوری كه از سنگ نگاره های تخت جمشید بر می آید قسمت پایین لباس پارسیان دو نوع مختلف بوده است:
نوع اول آن كه در جلو، دارای چینهایی است كه از دو سمت راست و چپ روی ساق پاها به صورت منحنیهایی كنار هم آویزان شده اند و تا قسمت پشت ادامه دارند. این نوع دامن در روی ناف با كمربند یا لیف كمر بسته میشده. نوع دوم تن پوش یا دامنی است كه در قسمت جلو دارای دو ردیف چین چهارتایی است كه میان آن دو، یك پلیسه چین دار منحنی شكل قرار گرفته است. به هر حال همه نقوش و مهرها نظر دو تكه بودن لباس هخامنشیان را تأیید می كنند.
خرمی در رابطه با پوشش زنان دوران هخامنشی این طور می گوید: زنان هخامنشی پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه كه در پایین دامن از زانو به پایین تا مچ می رسیده بر تن می كرده اند. نوع دیگر پوشش چادری بوده، پارچه مستطیلی كه بر سر می افكندند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند و در زیر آن پیراهن، پیراهنی بلندتر كه تا مچ می رسیده بر تن می كرده اند.
در كتاب هگمتانه درباره زنگوله های زینتی آمده است: 33 زنگوله طلا در طرف داخل و پایین دامن لباس یا در نزدیك لبه شلوار یا در محلهای دیگر پوشاك بانوان می دوختند و هنگام راه رفتن صدای آهسته آن بر تجمل و زینت صاحب پوشاك می افزوده است.

::مادها و پارسها
لادن خرمی در رابطه با رنگ لباس مادها و پارسها به گزارشگر ما چنین می گوید: رنگ لباس مادها بیشتر ارغوانی بوده و براساس طبقه اجتماعی موجود در جامعه شان انتخاب می شده است، به این ترتیب كه جنگجویان قرمز، موبدان سفید و روستاییان آبی می پوشیده اند و طبق نظر پروفسور گزننون، صاحب منصبان ماد نوعی كلاه گرد و ساده می پوشیده اند كه جنس این كلاه احتمالاً از نمد بوده و گاهی حفاظی فلزی همراه با حلقه در پشت برای استحكام بیشتر به آن متصل بوده است و نوعی دیگر كلاه، به شكل باسلق از جنس نمد یا چرم یا ابریشم بوده كه احتمالاً خاستگاه آن از شرق بوده است.
وی می افزاید: سربازان پارسی از نوارهای پهن یا باریكی برای بستن یا جمع كردن موهایشان استفاده می كرده اند و كلاههایی ساده و استوانه ای شیاردار كه مخصوص صاحب منصبان بوده به سر می گذاشتند.
جبه مادها كه بر روی دوش می افكنده اند بسیار مزین بوده به طوری كه بر روی آنها، نقش و نگارها و طرحهای گوناگون از جمله گیاهان و حیواناتی نظیر شیر و نیز طرحهایی باشكوه از دوایر متحد المركز و غنچه های نیلوفر آبی، از پارچه قرمز و ارغوانی رنگ (رنگ محبوب پارسیان) در كنار گلدوزیهای قرمز دیده می شود.
خرمی ادامه می دهد: كفشهای آن دوره یا به صورت ساقه كوتاه یا پنجه ای ساده و همراه با سه یا چهار بند و یا تسمه ای چرمی بوده و یا آن كه نیم چكمه هایی با پنجه های برگشته به بالا بوده با دكمه ها یا بندها بر رو و بالایشان. كه البته چكمه هایی با ساق بلند، كفش و بند كفشهای شاهان هخامنشی در آثار تخت جمشید به رنگ قرمز دیده می شود.

::پوشاك ساسانیان
از جایی كه ایران دوره ساسانی، شرق و غرب عالم آن زمان را به هم وصل می كرده، و یگانه راه داد و ستد ما بین یونان، روم، بین النهرین و آسیای صغیر از یكسو و چین، هند و آسیای میانه از دیگر سو بوده، تجارت ایران از رونق فراوان برخوردار بوده است. به طوری كه نقش برجسته های طاق بستان خود به تنهایی حدود بیست و پنج طرح رایج پارچه آن دوران را مشخص كرده است.
یكی از این نقوش بسیار مهم، نقش برجسته تا جداری از اردشیر سوم است، كلاه او احتمالاً به جای نمد از فلز گرانقیمتی درست شده است. ولی شكل خاص كلاه های ایرانی را حفظ كرده است. بالاپوش آستین دار كه در محل كمر بسته شده و روی آن شلواری از پارچه نازك و پرچین دیده می شود كه در قسمت مچ پاها تنگتر شده است و روی آن شلواری از پارچه نازك و پرچین دیده می شود كه در قسمت مچ پاها تنگتر شده است و روی آن دامنی است كه از دو پهلو بالا زده شده است و بدین ترتیب پایین آن به صورت نیم دایره درآمده است. این كار را در مواقع سواركاری و برای آن كه راحت تر حركت كنند، انجام می دادند.
خرمی در ادامه توضیح پوشاك دوران ساسانی چنین می گوید: یكی از محصولات مشخص پوشاك این دوره تونیكی است صاف، ضخیم و بلند، كه تا زانوها و بر روی شلوار قرار می گرفته است.
از عمده سربندهای ساسانی می توان از كلاهی بلند یا گرد نام برد كه به سبك پارتها با حفاظ گردن یا بدون آن است و گاه توسط نوارهایی بلند و باریك گره می خورد و تزیین می گردید. از زینتهای رایج دوران ساسانی، باید به گردن آویزه های پهن ساده یا مزین اشاره كرد و از عمده رنگهای موردپسند مردم در این دوره می توان از سرخ، آبی آسمانی و سبز نام برد.
خرمی می افزاید: لباس زنان این دوره تونیك بلندی بود كه می توانست آستین بلند یا بی آستین باشد، كه گاهی با كمر پوشیده می شده است.
پرورنس الیورهارپر، پژوهشگری كه در خصوص لباسهای زنان ساسانی، مطالعه كرده، می گوید: زنان این دوره از پیراهنی آستین و تنگ همراه با قطعه ای حلقوی و لخت تا زیر ساقها را می پوشانده، استفاده می كرده اند كه جنس پارچه های جلوی سینه و پاچه ها با جنس پارچه آستینها و شانه، متفاوت بوده است. برخی از این پیراهنها دارای تزیینات نواری شكل در زیر بازو و نیز بر دور گردن بوده اند. طرح پارچه ها به صورت طرحهای پر نقش و نگار و هندسی، یا به صورت گلدوزی شده، یا طرحهای زركش و یا زینتی بوده است.

::اشكانیان
به دنبال صنایع و هنرهای بدیع هخامنشی، برای مدت 5 قرن و نیم، فعالیتهای هنری و تحول آن قطع می شود و پس از آن صنایع ساسانی شروع می شود كه علت آن را می توان در تمدن اشكانی، جستجو كرد. چرا كه این قوم مردمی جنگجو و چادرنشین بودند و حس زیباپسندی و خلاقیت هنری آنان پایین تر از پارسها بوده است.
لادن خرمی در رابطه با پوشاك زنان و مردان اشكانی به گزارشگر ما چنین می گوید: پوشاك اشكانیان عبارت بوده از پیراهن بلند تا زانو كه دارای كمربند بوده و شلواری گشاد كه در كفش ساقه بلند فرو می رفته است. نوك پنجه این كفش كمی به طرف بالا برگشته بوده است. از نوع دیگر لباس این مردم می توان به قبایی بلند و گشاد یاد كرد و به جای كلاه پارچه ای به شكل نوار بر گرد سر می بسته اند و یا كلاهی به شكل تاج گردی كه مخصوص هخامنشیان بوده بر سر می گذاشته اند. نوع دیگر لباس كه معمولاً سواران از آن استفاده می كرده اند، پیراهنی است پرچین و شلواری گشاد. این پیراهن چینهایی دارد كه از 8 تا 12 ترك تشكیل می شود.
خرمی ادامه می دهد: لباس دیگر اشكانیان پیراهنی است بلند كه تا سر زانو می رسیده است و یقه این لباس گرد و در جلوی گردی یقه شكافی به پایین دارد كه نشان می دهد حلقه یقه گردن را تنگ می گرفته است و ظاهراً برای این كه بتوانند به راحتی از سر رد كنند جلوی آن را چاك می داده اند. آستین این لباس بلند است به طوری كه از انگشتان دست می گذشته است.
این آستین از مچ دست به پایین قیفی شكل و چین دار بوده است و كمربندی كه مهره ای شكل بوده است به كمر می بسته اند و دامن پیراهن در دو پهلو، تركهای چین دار عمودی دارد. اشكانیان شلوارهای گشاد و بلند با چینهای فراوان می پوشیدند كه كمر شلوار برحسب كمتر یا بیشتر شدن چینهای شلوار حداكثر تا 3 متر در نظر گرفته می شده و بر روی این چینهای فراوان در راستای هر دو پا مانند یك نوار از زیورآلات بر آن می دوخته اند.
به طور خلاصه در رابطه با پوشاك زنان اشكانی چنین می توان گفت كه زنان اشكانی پیراهن بلند، حجیم و پرچین تا روی قوزك پا آستین دار با یقه ای راست كه در ناحیه كمر، كمری می خورده می پوشیده اند. جنس این پوشاك همگی از پارچه های منقش و مزین به قلابدوزی بوده است و جالب است بدانید كه پوششی شبیه به چادر بر روی سر می بسته اند كه براساس نقاشیهای به دست آمده بیشتر به رنگهای ارغوانی و سفید بوده است و شكل كفشهایی كه زنان استفاده می كرده اند شبیه كفشهای مردها بوده است.

::پوشاك سلجوقیان... تا قاجاریه
لادن خرمی در رابطه با سر پوشها و پای افزارهای دوره های سلجوقیان، تیموریان، صفویان، افشاریه، زندیه و قاجاریه به گزارشگر ما می گوید: سرپوش مردان در دوره سلجوقی شامل كلاه، نوار تزیینی و عمامه بوده است و از پای افزارهای این دوره می توان به انواع كفشهای ساق بلند و نیمه بلند اشاره كرد. در سده های گذشته، استعمال كلاه، زیاد معمول نبوده و عمامه بر سر می نهاده اند و یا اكثراً از نوارهای زینتی برای نگاهداری موی سر استفاده می كرده اند و برخی اوقات هم از كلاههای كوتاه مزین كه آن را از پارچه های لفافدار یا نمد می ساخته اند و بر روی آن زینت می كرده و در جلو آن چیزی از نوع گل و برگ نصب می كرده اند، استفاده می نموده اند.
در سده دهم (دوره صفویان) و یازدهم در تزیینات و برخی قسمتهای پوشاك تغییری پیدا شد ولی اصل ساختمان پوشاك همچنان باقی بوده است. پوششهای این دوره ویژگیهای مكتب هنری تیموری را به اضافه ذوق و نبوغ و هنر ایرانی دارا است و از تنوع زیادی برخوردار می باشد.
سرپوش این دوره كلاه نمدی نوك تیزی است كه وقتی عمامه را به دور آن می پیچیده اند، نوك كلاه به بلندی یك چهره، در بیرون از عمامه افراشته می مانده است.
در این باره دو سیاح مشهور فرانسوی «شاردن و تاورنیه» (كه هر دو، زمان صفویه را درك كرده اند و درباره پوشاك مردم آن زمان شرح داده اند) توضیحاتی داده اند كه مفید خواهد بود.
«شاردن» درباره كلاههای قزلباش نوشته است: این كلاهها را از كتان زمخت سفیدی تهیه می كنند كه جزو اساس و زیركار آن به شمار می رود و روی آن پارچه لطیف و گرانبهای ابریشمی و یا ابریشم زربفتی می كشند. این پارچه ها در منتهاالیه خود، دارای یك قطعه پارچه گلدار به پهنای 6 تا 7 شست است كه هنگام بستن كلاه، آن را به مانند جیقه ای از لای آنها در می آورند. در زیر كتان زمخت یك عرقچین كتانی كركدار، یا مرقع و منقش و گاهی ماهوت و پشمی هم بر سر خویش می گذارند.» همان طور كه ذكر شد، پوشاك سده یازدهم همان پوشاك سده های نهم و دهم هجری بوده و اختلاف چشمگیری در میان پوشاك این سده ها نمی بینیم.
«شاردن فرانسوی» در رابطه با كفش این دوره نوشته است: كفش ایرانیان گوناگون است... همه را از پاشنه نعل می كنند و پنجه تختش را با میخهای ریزی مجهز می نمایند و یا گلمیخهایی می زنند كه تا مدتی دوام می یابد. شكل كفشهای اشخاص عالیمقام به مانند (دم پایی راحتی) بانوان است.
تخت كفش همیشه ساده و به مانند مقوایی نازك می باشد. رویه بعضی، چرمین و برخی پارچه ای پنبه ای است و به مانند جورابهای ما اروپاییان با میله بافته می شود ولی بسیار محكمتر است و این نوع كفشها را «گیوه» می نامند. از دوره كوتاه 12 ساله افشاریه مطلب مهمی برای عرضه كردن در دست نیست به نحوی كه تنها راه رسیدن به پوشاك اوایل این سده، توجه داشتن به پوشاك نادر شاه است كه تعدادی نقاشی آن را به شكلهای مختلف نشان می دهند و این نقاشیها مطمئن ترین راه برای راهنمایی ما برای رسیدن به چگونه بودن سرپوش این دوره است. كلاه دوره زندیه از جنس نمد، استوانه ای و به شكل نیمگرد كه با دستاری از جنس شالهای مخطلط پوشیده شده است، بوده و پای افزار این دوره بدون ساق و با نوك پنجه تیز و پاشنه دار بوده است.
و اما دوران قاجار، سرپوش این دوره عبارت است از كلاه پوستی نوك بلند كه از ماهوت الوان و اغلب قرمز رنگ و شكل عمومی كلاه چنان است كه بعد از پیشانی به تدریج به عقب و بالای سربلندی گرفته است، درست می شده است. سابقه و زمینه این گونه كلاه را دورتر از دوره زندیه نمی توان جست و كلاه مرد دوره زندیه را در یادآور و مقدمه ای برای این قبیل كلاه می توان دانست. تغییر كلاه پوستی نوك تیز به كلاه تخم مرغی و گرد، نتیجه تحول تدریجی در اواخر دوره قاجار است. كفش این دوره از نوع بدون ساق با پنجه نوك تیز و گاهی برگشته به بالا و پاشنه دار بوده است. سرهنگ «گاسپاردروویل» كه از سیاحان معروف است و در اوایل این سده به ایران آمده بود، راجع به پای افزار این دوره در سفرنامه خود چنین نوشته است: «در شهر، كفش راحتی سبزرنگی نظیر كفشهای زنانه ی سال پیش فرانسه به پا می كنند. اما طبقات پایین كه مجبورند اغلب پیاده راه بروند نیم چكمه های دراز و پنجه باریكی شبیه با پوش چینی ها به پا می كنند. مردان ایرانی، به هنگام سواری، چكمه های محكم چرم بلغار پنجه باریك (كه ساقه شان تا بالای زانو می رسد)، به پا می كنند كه پاشنه این چكمه ها بسیار بلند است.

 

 عکس : بزرگترين هواپيماي جهان !

بزرگترين هواپيماي جهان در امارات
جام جم آنلاين: نخستين هواپيماي ايرباس آ – 380 هفته جاري در دوبي به زمين نشست تا امارات متحده عربي نخستين كشور منطقه باشد كه بزرگترين و مجهزترين هواپيماي مسافربري جهان را در اختيار مي گيرد. اين هواپيما را مسئولان شركت هواپيمايي امارات در مسير نيويورك به كار گرفته اند تا آسايش و رفاه بيشتري براي طولاني ترين خط پروازي خود فراهم كنند. تصاويري از اين هواپيما را در دوبي مي بينيد. گزارش: محمدرضا نادري منبع: اينترنت











مسئولان هواپيمايي امارات گفته اند كه هفته اي سه پرواز
بدون توقف با اين هواپيما به مقصد نيويورك خواهند داشت. مدت پرواز اين
هواپيما تا فرودگاه جان اف كندي 14 ساعت اعلام شده است.








به گفته سخنگوي شركت هواپيمايي امارات، بليت اين هواپيما
بطور كامل از قبل فروخته شده بود. اين هواپيما 555 نفر را با خود حمل مي
كند.








«تيم کلارک» مدير شرکت هواپيمايي امارات به خبرنگاران
گفت كه اين شركت تا پايان سال جاري ميلادي بيش از پنج فروند از هواپيماهاي
A380 را تحويل خواهد گرفت.








شرکت هواپيمايي امارات سفارش خريد بيش از 58 فروند
هواپيماي ايرباس A380 به ارزش 18 ميليارد و 800 ميليون دلار را براي سالهاي
آينده داده است.








هواپيماي ايرباس مدل A380-800 توانايي حمل 555 مسافر را
در 3 کلاس مختلف را داراست و مي تواند مسافت 8000 مايل را بدون توقف
بپيمايد.








قدرت اين هواپيما بوسيله موتور Rolls Royce Trent 900 يا
Alliance GP7200 تأمين مي شود. شرکت Airbus در نظر دارد سياست و مشخصات
ساخت را تا حد امکان در مدلهاي مختلف حفظ كند و اين سياست باعث کاهش هزينه
هاي آموزشي و افزايش ايمني پرواز مي شود.








در اين هواپيما فضايي براي استراحت ، پذيرايي ، فروشگاه
و ... در نظر گرفته شده است ولي معمولاً به دليل بالا بودن هزينه هاي پرواز
احتمال نصب صندلي اضافي و فروش بليط براي اين فضاها نيز وجود دارد.








تحول اساسي که مدل A380 در صنعت هواپيمايي براي مسافران
ايجاد خواهد کرد شايد در عرصه امکانات تسهيل پرواز نباشد ولي در هزينه هاي
پرواز تحول ايجاد خواهد كرد.








پس از سالها مطالعه براي طراحي و ساخت ، شرکت Airbus در
سال 1999 تصميم به شروع پروژه A380 با سرمايه گذاري معادل 7/10 ميليارد
دلار گرفت. به دليل کوچک بودن بالهاي مدل A340 براي حمل 600 مسافر ، Airbus
نياز به طراحي و ساخت مدلي کاملاً متفاوت داشت. براي اين منظور Airbus
طراحي و ساخت بال براي هواپيمايي با توانايي حمل وزني معادل 750 تن را آغاز
کرد ،نکته مثبت در طراحي چنين هواپيمايي اين است که Airbus در آينده مي
تواند از ساختار اين هواپيما براي ساخت مدل جديدي با ظرفيت 700 تا 800
مسافر استفاده کند يعني ظرفتي معادل دو برابر ظرفيت Boeing 747-40.








عکس العمل شرکت Boeing براي حفظ بازار رقابتي ، ارائه
مدل 767 با سرعت معادل سرعت صوت بود که به جاي ظرفيت در سرعت با Airbus
رقابت مي کرد ولي عدم تقاضاي بازار سبب لغو اين پروژه شد و شرکت Boeing
جايگزيني مدل 767 را بوسيله مدلي جديدتر اعلام کرد ولي اين مدل با ظرفيت
بالاي 400 نفر همچنان ناشناخته است.








تاکنون مدل A380 بوسيله 9 شرکت هواپيمايي سفارش داده شده
است. قرارد

اقدامات تازه مجموعه تئاتر شهر براي توسعه توريسم

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ تعدادي از نمايندگان آژانس‌هاي مسافرتي از مجموعه تئاتر شهر ديدن كردند و از نزديك در جريان فعاليت‌هاي هنري اين مجموعه قرار گرفتند.
 
به گزارش روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر ديدار كنندگان خواستار توسعه فعاليت‌هاي بيشتر با مديريت تئاتر شهر شدند.
 
اين فعاليت‌ها شامل آشنايي گردشگران داخلي و خارجي با تئاتر شهر و حضور در جشنواره ها خواهد بود .
 
در اين ديدار كه به دعوت روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر صورت گرفت، "عباس حبيبي" مدير روابط عمومي تئاتر شهر نيز با تاكيد بر حمايت و پشتيباني از تورهاي سياحتي براي آشنايي بيشتر گردشگران با تئاتر،‌خاطر نشان كرد: « مديريت مجموعه تئاتر شهر تاكيد فراواني بر توسعه فعاليت‌هاي دوجانبه اين مجموعه با نهادهاي ديگر از جمله نهادهاي فعال در زمينه گردشگري دارد.بنابراين ما آماده‌ايم تا تعامل دوجانبه مجموعه تئاتر شهر را به اقشار مختلف معرفي كنيم.»

فاجعه در نخلستان های خوروبیابانک

ارزیابی های اولیه از آتش سوزی های اخیر در نخلستان های خور و بیابانک استان اصفهان حکایت از سوختن بیش از 55 هكتار از نخلستان های این شهرستان دارد. علت این آتش سوزی ها اعلام نشده است اما وزش باد گرم در منطقه برسرعت این آتش سوزی می افزاید. اما جدیدترین اخبار از وقوع فاجعه غیرطبیعی دیگر در این منطقه حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار «فردا»، در تازه ترین اقدام چند لودر با حضور در منطقه اقدام به از ریشه درآوردن نخل های منطقه کرده اند.

در این خصوص دکتر هنری از دلسوزان منطقه در مصاحبه با خبرنگار «فردا»، از غفلت هایی که باعث جفا در حق طبیعت منطقه شده است ابراز تاسف کرد و در شرح ماجرا گفت: نخلستان در زمستان سخت امسال دچار سرمازدگی شد. بعد از آن باید برگ های خشک نخل ها بریده می شد که این کار صورت نگرفت. نهایتا موقعیت گرم منطقه آتش سوزی های مهیبی را در نخلستان ها بوجود آورد.

وی ادامه داد: برخی برای رفع مسئولیت و راحت طلبی و جلوگیری از ادامه آتش سوزی ها آمده اند و با بولدوزر نخل ها را از ریشه درمی آورند و بدترین ظلم را در حق طبیعت منطقه انجام می دهند.

هنری با بیان اینکه نخلستان خوروبیابانک سومین نخلستان بزرگ ایران است و ویژگی های خاص طبیعی دارد حاضر به اسم بردن از شخص خاص حقیقی یا حقوقی به عنوان مسئول این حادثه نشد.

وی مدت زمان لازم برای احیای دوباره نخلستان را ده ها سال عنوان کرد.

اما پیگیری خبرنگار «فردا» حکایت از آن دارد حکم مرگ برای نابودی نخلستانهای منطقه را رای کمیته ستاد حوادث غیر مترقبه استان اصفهان امضاء کرده است.

گفتنی است منطقه خور و بیابانك در460 كیلومتری شهر اصفهان واقع است.

كوچك ترين مدرسه دنيا

عبدالمحمد شعراني، سرباز معلم روستاي«كالو» در١٨٠ كيلومتري شهرستان دير استان بوشهر، توانسته است با راه اندازي يك وبلاگ در آدرس www.dayyertashbad.blogfa.com در باره مدرسه اي بنويسد كه با ٤ دانش آموز و با كمترين امكانات در اين نقطه از كشورمان قرار دارد.



اين مدرسه كه كوچك ترين مدرسه دنيا لقب گرفته، توجه رسانه هاي جهان را به خود جلب كرده است و به همت شعراني اكنون امكاناتي از سوي مسئولان ذيربط در ايران به آن مدرسه و روستاي كالو (از جمله آب لوله كشي، رايانه، كتابخانه و ميز و نيمكت) اختصاص پيدا كرده است. از طريق همين وبلاگ بود كه ايرانيان و حتي سازمان يونسكو، با اين مدرسه آشنا شده اند. مدير آموزش و پرورش منطقه رايانه خودش را براي اين مدرسه فرستاده است و ايرانياني از آمريكا براي اين مدرسه هديه فرستاده اند، يك مدرس ايراني در آلمان نوشته هاي او را به زبان آلماني براي كلاسش ترجمه مي كند و اين معلم از سوي روزنامه همشهري به عنوان يكي از٧ قهرمان اجتماعي كشور در سال ٨٦ شناخته شده است.
 

 

 
محتواي وبلاگ شعراني نه گلايه از كمبود امكانات و نه اعتراض و شكايت از زمين و زمان، بلكه روايت جاري زندگي و مشق زيستن و عشق آموختن و ياد دادن در هر شرايطي و نگاهي جديد به دنيا و مسائل اجتماعي است. «شعراني معلم مدرسه اي كوچك به عظمت تمام دنيا و معلمي جوان كه نه تنها معلم كودكان خردسال مدرسه اش بلكه معلم همه آن هايي است كه دوست دارند رسم عاشقي بياموزند.»؛ «او به حميده، پريسا، حسين و مهدي مي آموزد كه در عبور از روزهاي سخت اين آدم هاي سخت هستند كه مي مانند نه روزهاي سخت»؛ شعراني اين سرباز معلم درس مهرباني، محبت، اميد، عشق به زندگي، پيشرفت و دوست داشتن را به دانش آموزانش مي آموزد؛ «اين جا مهرباني بر دل ها حكمراني مي كند و زندگي با همه فرازها و فرودهايش جاري است» .

كارت هديه تهرانگردي براي تهراني‌ها توزيع شده است

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ مدير گردشگري سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان تهران از توزيع 20 هزار كارت ويژه تور تهرانگردي خبر داد. 
به گزارش ميراث‌خبر، سيف‌الله جوان، مدير گردشگري سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان تهران ظهر روز، دوشنبه 14 مرداد، در جمع خبرنگاران و درباره راه‌اندازي تورهاي تهرانگردي، گفت:‌« با توجه به استقبال 35 هزار نفر از تورهاي تهرانگردي در ايام نوروز و تقاضاهاي مردم مبني بر برگزاري اين تورها، از پنج‌شنبه 17 مرداد، تورهاي تهرانگردي مجددا كار خود را آغاز مي‌كنند.» 
او افزود:‌« اين تورها با حمايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و از سوي بخش خصوصي، شركت پرسپوليس، كه وابسته به بنياد مستضعفان است، اجرا مي‌شود.» 
جوان ادامه داد:« كارت تهران‌گردي نيز با اين شيوه كه به راحتي قابل بهره‌برداري باشد، در اخيتار مردم قرار خواهد گرفت. كيوسك‌هاي روزنامه‌ها، ادارات و بخش‌هاي فرهنگي از جمله مراكز توزيع اين كارت هستند.» 
به گفته او، مسيرهاي متعددي براي اجراي اين تورها درنظر گرفته شده كه اكنون هشت مسير آن قابل اجرا است. همچنين قرار است سازمان محيط زيست و منابع طبيعي نيز براي مسيرهاي آينده اين تورها همكاري داشته باشند.» 
جوان با اعلام اينكه تمامي اطلاعات لازم در كارت‌ها لحاظ شده، افزود:« با خريد هر يك از اين كارت، تمامي امور تور از جمله ورود، جابه‌جايي، پذيرايي، بيمه و راهنما را نيز دربر مي‌گيرد.» 
او گفت:« هزينه اين كارت ها براي گردشگران ايراني و خارجيان مقيم ايران، پنج و براي توريست‌هاي خارجي 12 دلار در نظر گرفته شده است. همچين اين تورها در دو نوبت 9 صبح تا يك بعدازظهر و دو بعدازظهر تا 6 بعدازظهر اجرا خواهد شد، در هر بخش نيز دو مجموعه فرهنگي، تاريخي نمايش داده مي‌شود.» 
به گفته جوان، ثبت‌نام در اين تورها از طريق آدرس سايت مندرج در كارت و تماس با مركز برگزار كننده امكان‌پذير مي‌شود. 
او از تخفيف 10 درصدي براي فرهنگيان و بازنشستگان خبر داد و گفت:‌ «تا كنون بيش از 20 هزار كارت در تهران توزيع شده است.» 
مدير گردشگري سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان تهران اضافه كرد:‌ «اين تورها اكنون در روزهاي پنج‌شنبه و جمعه اجرا مي‌شود. در اين روزها اگر دو نفر نيز ثبت‌نام كرده باشند، تور اجرا مي‌شود؛ اما در روزهاي ميان هفته بايد حداقل 10 نفر در تور ثبت‌نام كرده باشند.» 
او هدف اصلي اجراي تورها را توسعه گردشگري در شهر تهران عنوان كرد و ادامه داد:‌« اجراي اين تور سال گذشته نيز توسط شركت گنجينه بنادر آغاز شد ولي عملي نشد، امسال سعي شده تا كار به دست دلسوز اين امر سپرده شود كه با وجود زيان، ميدان را ترك نكند!» 
جوان از راه اندازي و اجراي تورهاي ييلاق اطراف تهران در آينده خبر داد و گفت:‌«هزينه اين تورها با توجه به بعد مسافت و افزايش زمان اجرا،‌به ده هزار تومان خواهد رسيد.» 
براساس پيش‌بيني مجري اين تور، تا پايان سال حدود 50 هزار نفر از اين برنامه استقبال خواهند كرد. 
بهرام‌زاده، رييس سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري استان تهران نيز گفت:« توجه به مناسبات اجتماعي و ارتقا ميزان رضايتمندي مردم از اهداف اجراي اين طرح بود.» 
او گفت:« در تهران همه جاذبه‌هاي گردشگري را در كنار هم داريم كه شامل اماكن مذهبي، آثار تاريخي، امكانات اكوتوريستي، قابليت گردشگري زيارتي، تورهاي ورزشي و حتي امكان ديدار از عشاير وجود دارد؛ استفاده از اين قابليت‌ها مي‌تواند تهران را به يكي از مهمترين مقاصد گردشگري گردشگران داخلي و خارجي بدل كند.»

یک نفر دارد کور می‌شود؛ لطفا کمک کنید!

دختر یکی از آشناها، که مردیست شریف و زحتکش دارد کور می‌شود. آدم جوان باشد و بینا و درس‌خوانده و بعد از اتمام دانشگاهش کم‌کم کور بشود؛ یک فاجعه‌ی به تمام معناست. یک چشم دختر کاملا کور شده و آن چشم دیگرش اگر به سرعت به خارج از کشور اعزام نشود کور خواهد شدد. عجله نکنید! نمی‌خواهم بگویم به فلان حساب پول بریزید. این مرد شریف آنقدر بین دیگران اعتبار دارد که توانسته پول لازم را فراهم کند. تمام مدارک هم جور شده؛ اما متاسفانه باز هم به دلیل بیشعوری –که گویا فراملیتی ست- در آخرین لحظات و در حالیکه جا هم در یک کلینیک در انگلیس رزرو شده بود، سفر لغو شده. شرح این ماجرا در نامه زیر می‌خوانید:
 

 


جناب آقای جفری آدامز؛ سفیر انگلیس در تهران


چند سال پیش، دختر دانشجویی در ایران به بیماری‌‌ای دچار شد که به سرعت بر روی چشمها‌ی وی اثر گذشت و علی رغم تلاش پزشکان ایرانی منجر به نابینایی کامل یک چشم وی شد. بلافاصله چشم دیگر او نیز درگیر شد و اکنون در مرز نابینایی کامل قرار دارد. پزشکان ایرانی از معالجه و حتی جلوگیری از پیش‌روی بیماری ابراز ناتوانی کرده‌اند و اگر وضع به همین منوال باشد در آینده‌ی نزدیک وی کاملا نابینا خواهد شد. تنها امیدی که باقی مانده آن است که برخی متخصصان به پدر این دختر اعلام کرده‌اند که در بعضی از کلینیک‌های کشور انگلستان تکنولوژی‌های جدیدی بکار گرفته‌شده است که احتمالا جلوی پیشرفت بیماری و نابینایی کامل دخترش را می‌گیرد.

در پی این امر این پدر که یک کارمند دون‌پایه است، با مشقات بسیار زیادی تمام مدارک پزشکی را به سفارت انگلستان در تهران ارائه کرد. چند نفر از آشنایان نیکوکار در خارج کشور نیز تمام تمهیدات لازم برای بستری شدن دختر بیمار را فراهم کردند. باید مطابق مقررات سفارت، مبلغ 6500 پاوند هم در حساب بانکی این شخص وجود می‌داشت که با کوشش‌های فراوان فراهم شد. اما سرانجام و در حالی که زمان با سرعت زیادی می‌گذشت کارمند سفارت انگلیس در تهران در آخرین مرحله درخواست ویزای این پدر و دختر را رد کرد.  دلیلی که این کارمند آورده چنین است: «چگونه کسی که در ماه 136 پاوند حقوق می‌گیرد توانسته در عرض مدت کوتاهی 6500 پاوند فراهم کند؟»

آقای سفیر
در طول چند دهه‌ی گذشته و به خصوص سال‌های اخیر هموطنان ما هر روز در سفارتخانه‌های مختلفی تحقیر می‌شوند و با ایرادات غیرموجهی از سفر آنها به کشورهایی که نیاز به سفر به آنها را دارند جلوگیری می‌شود. این امر آنقدر مکرر شده که ما به چشم یک قاعده‌ی طبیعی به آن نگاه می‌کنیم. قاعده‌ای خرد کننده و رنج‌آور که همچون بسیاری از قواعد غیر انسانی دیگر آن را تحمل می‌کنیم و روزگاری بانیان این امر، یعنی آن دسته از سیاستمداران و هموطنان‌مان که باعث شده‌اند قدر و قیمت شهروندان ایرانی در جهان تا بدین حد تنزل کند، را مورد باخواست قرار خواهیم داد.

 اما مساله جان و سلامتی انسان‌ها، به خصوص چنین مورد دردناکی و با چنان بهانه‌ی بی بنیادی چیزی نیست که بتوان از آن چشم پوشید و آن را به چاره‌اندیشی در آینده حواله کرد.‌ همانقدر که مسایل سیاسی و اقتصادی و جنگ و معضلات هسته ای برای شما سیاستمداران مهم است، تن و روان تک تک انسان‌ها برای ما و تمام آزادی‌خواهان و انسان‌دوستان سراسر جهان مطرح است؛ حتی اگر حقوق‌شان در ماه 136 پاوند باشد!

بسیار متاسفیم که برای چنین مساله به حق و بدیهی‌ای کار به نامه‌نگاری کشیده‌است. اگر ما مردمان سرزمین کوروش و فردوسی و سعدی و بوعلی امروز به اینجا رسیده‌ایم که حتی برای معالجه‌ی فرزندانمان در سرزمین شما باید هزار مانع را پشت سر بگذاریم از شما مردم شکسپیر و نیوتن و چاپلین و راسل انتظار نمی‌رود به جایی برسید که اجازه ندهید که یک نفر «با هزینه‌ی خودش» برای فرار از ظلمت کوری، حتی با رعایت تمام مقرراتتان چند روزی به کشور شما وارد شود.

صمیمانه امیدواریم که چنین کاری صرفا ناشی از اشتباه یا وظیفه نشناسی و بلاهت یک کارمند در سفارت انگلستان در تهران باشد. در این صورت می‌توانید با پیگیری دستور برای به جریان افتادن صدور ویزای پریسا مقدم و پدرش  خسرو –که تمام مراحل قانونی را انجام داده‌اند- در یک عمل انسانی مهم شریک باشید و انسان‌های بسیاری را خوشحال و سپاسگزار نمایید.  (چنانچه به اطلاعات بیشتری نیاز‌ باشد می‌توانید دستور دهید تا با ایمیل کوتاهی به آدرس m_farjami@yahoo.com درخواست شود تا تصویری از تمام مدارک و سوابق ارسال گردد)

اما چنانچه اقدامی در این زمینه صورت نگیرد و با دریغ از این آخرین دریچه‌ی امید، این دختر جوان به کوری کامل دچار شود، رونوشتی از این نامه به همراه عکس آن دختر و تمام سوابق قانونی طی شده، به تمام مراجع ذیصلاح سیاسی، رسانه‌ها و انجمن‌های مردمیِ مرتبط در انگلستان و سایر جاها -تا آنجا که مقدور باشد- ارسال خواهد شد تا دست کم افکار عمومی داخل انگلستان بدانند نمایندگانشان در سایر کشورها چگونه با انسان‌هایی که مطابق منشور حقوق ملل همه با هم برابرند رفتار می‌کنند و چه ذهنیتی از کشور و مرم انگلیس در ذهن سایر مردمان می‌آفرینند.

در پایان فروتنانه خاطر نشان می‌سازد که این تهدیدی از سوی چند شهروند عادی ایرانی علیه یک دیپلمات عالیرتبه‌ی انگلیسی نیست. آخرین تلاش‌های انسان‌هایی‌ است که به یک چشم نیمه بینای یک دختر، و وجدان و انسانیت تمام آدم‌ها می‌اندیشند. لطفا درک کنید آقای دیپلمات!

جمعی از همنوع‌دوستان

 


از تمام دوستان خواهش می‌کنم با کمک به انتشار و گسترش این نامه آخرین حلقه از تلاش‌ها برای کوری کامل پریسا را کامل کنند.  الان وقت تحلیل و لعنت فرستادن به کسانی که باعث شدند تا با ما ایرانی ها مثل حقیرترین مردمان تاریخ رفتار شود نیست.
در این مورد خاص لینک دادن، باز انتشار، ترجمه، ارسال به رسانه‌ها و انجمن‌های حقوق بشری، ایجاد پتیشن و هر کار دیگری که توانایی انجام آن را دارید؛ ضروری‌ترین کار است. کافیست یک لحظه تصور کنید که دارید کور می‌شوید...  

این نامه در وبلاگ "باران در دهان نیمه باز" انتشار یافته است

جشنواره های مختلف در دنیا!

تا چند روز ديگر مسابقات المپيك 2008 در پكن مركز جمهوري خلق چين برگزار مي‌شود. مردم اين شهر از هر قشري بسيج شده‌اند و پكن را براي ميزباني اين مسابقات آماده مي‌كنند، تصاوير خود گوياي همه چيز است.

 

1- جشنواره گوجه‌فرنگي، اسپانيا

در روز آخرين چهارشنبه از ماه آگوست، جمعيت زيادي در شهر كوچكي در حوالي «والنسيا» اسپانيا دور هم جمع مي‌شوند تا گوجه‌فرنگي‌هاي كاملا رسيده را به سوي يكديگر پرتاب كنند. اين برنامه سنتي بخشي از يك جشن يك هفته‌اي است. اين جشن به ظاهر خونين بعد از اينكه يك نفر از تير چراغ برق بالا مي‌رود و يك تكه گوشت را كه در انتهاي آن قرار داده شده پايين مي‌آورد، آغاز مي‌شود. همين كه گوشت به زمين مي‌رسد، همه از هر جايي كه باشند به هر موجود متحركي گوجه‌فرنگي پرت مي‌كنند. اين مراسم يك الي دو ساعت طول مي‌كشد و سرانجام وقتي تپانچه‌اي به سوي آسمان شليك مي‌شود و همه مي‌فهمند كه جشن تمام شده در اين موقع تمام مردم شهر شبيه سس گوجه‌فرنگي شده‌اند.

2- نبرد پرتقال‌ها، ايوريا در ايتاليا

اهالي اين شهر كوچك كه در شمال‌غربي كشور ايتاليا واقع شده است برگزار‌كننده نبرد پرتقال‌ها هستند، نبردي كه ظاهرا كمي خشن به نظر مي‌رسد. هر ساله درست قبل از آغاز ماه نوامبر مردم اين شهر چند روزي به يكديگر پرتقال پرتاب مي‌كنند. اين پرتقال‌ها سمبل سر يكي از دوك‌هاي باستاني شهر است. دوكي كه به خاطر بي‌عدالتي‌هاي بيش از حد مورد خشم مردم قرار گرفت و سرش از تنش جدا شد در اين جشنواره يك موضوع قطعي است و آن اينكه پرتقال‌ها واقعا دردناك هستند به ويژه زماني كه سرد و گاه يخ‌زده باشند.

3- شب‌ تربچه، اوكساكا در مكزيك

در حالي كه اكثر مردم دنيا بهترين روز خود را عيد سال نو مي‌دانند، مردم اوكساكا روز بيست و سوم ماه دسامبر را بهترين جشن خود قلمداد مي‌نمايند. در اين روز مردم شهر مجسمه‌هاي عجيب و غريب از تربچه مي‌سازند. آن‌ها تربچه‌هاي قرمزرنگ را به شكل‌هاي مختلفي از حيوانات كوچك گرفته تا مجسمه‌هاي بزرگ كارناوال حكاكي مي‌كنند سپس پس از گذشت بيست و چهار ساعت تمام آن‌ها، البته آنهايي كه پوسيده و فاسد نشده باشند را مي‌خورند. برخي از اين تربچه‌ها تنها نام تربچه دارند و با استفاده از كودهاي شيميايي به غول‌هايي تبديل شده‌اند كه گاه ارتفاع آنها به نيم متر هم مي‌رسد.

4- جشنواره ماهي تن، بندر لينكلن در جنوب استراليا

اوج اين جشنواره روزهاي بيست و ششم، بيست و هفتم و بيست و هشتم ژانويه است. در اين روزها مردان شهر سعي مي‌كنند درست مانند رشته پرتاب چكش در المپيك، ماهي تن را پرت نمايند. هر كسي مي‌تواند در اين مسابقه زورآزمايي نمايد و توانايي خود را محك بزند. از قوانين مهم مسابقه اين است كه ماهي بايد بين هشت تا ده كيلوگرم وزن داشته باشد و هر كسي كه بتواند ماهي را به مسافت بيشتري پرت كند، برنده مسابقه است.

5- قل دادن پنير، گلوسسترشاير در انگليس

هر ساله در آخرين دوشنبه ماه مي، ‌صدها نفر از مردم محلي و توريست‌هاي بين‌المللي در زمان شركت در اين مسابقه عجيب زخمي مي‌شوند. شركت‌كنندگان اين مسابقه بايد پشت سر يك قالب پنير گرد كه در سراشيبي تند تپه به پايين قل مي‌خورد، بدوند و به آن برسند. بعد از پايان مسابقه تپه كوير كه محل برگزاري آن است، درست شبيه صحنه نبرد مي‌شود زيرا همه مردم به گل و لاي آغشته شده و بسياري از آنها زخمي هستند. سرعت پنير غلتان به هفتاد كيلومتر در ساعت مي‌رسد و دويدن در سراشيبي كاري بس خطرناك است ولي اين جشنواره آنقدر پرطرفدار است كه كم‌كم تبديل به جشنواره بين‌المللي شده است.

منبع: Travelroads

فردا خورشید می گیرد+میزان گرفتگی در شهرها-خورشید گرفتگی، کسوف یا خورگرفت

خورشید گرفتگی

فردا خورشید می گیرد+میزان گرفتگی در شهرها

شورای مرکز تقویم دانشگاه تهران وابسته به موسسه ژئوفیزیک اعلام کرد: در روز جمعه 11 مرداد 1387 خورشیدگرفتگی رخ خواهد داد.

به گزارش مهر، خورشید گرفتگی، کسوف یا خورگرفت زمانی رخ می دهد که کره ماه در میان زمین و خورشید قرار گرفته و خورشید را از دید ناظر زمینی پنهان می کند. خورشید گرفتگی ممکن است کامل و یا جزئی باشد.

کسوف هنگامی حاصل می شود که ماه نزدیک یکی از دو گره مدارش باشد. ناظری که بر زمین قرار دارد، در هنگام خورشید گرفتگی، قرص ماه را بر زمینه خورشید می بیند. اگر سایه ماه تمام قرص خورشید را بپوشاند کسوف کلی است و اگر تنها قسمتی از سطح خورشید در تاریکی بماند کسوف جزئی است.

در شهر تهران گرفتگی در ساعت 14 و 34 دقیقه آغاز می شود و در ساعت 15 و 33 دقیقه به حداکثر می رسد که در این حالت ماه 25 درصد از سطح قرص خورشید را می پوشاند. این گرفتگی درساعت 16 و 28 دقیقه در تهران خاتمه می یابد.

مشخصات خورشید گرفتگی برای تمامی مراکز استانها به شرح زیراست:

مرکز استان / شروع گرفتگی / حداکثر گرفتگی / پایان گرفتگی / حداکثر پوشیدگی (درصد)
اراک /  14:39/ : 15:34/ 16:26/  20
اردبیل /  14:24 / 15:24  / 16:20  / 25
ارومیه/ 14:25  / 15:21 / 16:14 /  19
اصفهان/  14:44 / 15:40  / 16:31  / 20
اهواز /  14:49  / 15:39  / 16:26 / 13
ایلام / 14:40  / 15:32 / 16:19  / 14
بوشهر /  14:58  / 15:46  / 16:31  / 12
بجنورد /  14:32 / 15:35 / 16:33 / 39
بندر عباس/ 15:04  / 15:55  / 16:42 / 18
بیرجند / 14:46  / 15:46  / 16:41 / 33
تبریز / 14:24  /  15:22  / 16:16  / 22
تهران /  14:34 / 15:33  / 16:28 / 25
خرم آباد/  14:41  / 15:34  / 16:24  / 16
رشت/  14:28 / 15:28  / 16:23 / 25
زاهدان / 14:56  / 15:54  / 16:46 / 29
زنجان /  14:29 / 15:28 / 16:22  / 22
ساری/ 14:32  / 15:33  / 16:29 / 30
سمنان /  14:35 /  15:35  / 16:31  / 28
سنندج / 14:34  / 15:29  / 16:20 / 18
شهرکرد / 14:45  / 15:39  / 16:30 / 18
شیراز/ 14:55  / 15:47  / 16:34 / 16
قزوین / 14:31  / 15:30  / 16:25  / 24
قم / 14:37  / 15:35  / 16:28  / 22
کرمان / 14:53  / 15:49  / 16:41  / 24
کرمانشاه / 16:38  / 15:31 / 16:21 / 16
گرگان / 14:32  / 15:34  / 16:31  / 32
مشهد /  14:36  / 15:39  / 16:37  / 40
همدان / 14:36  / 15:32  / 16:23  / 19
یاسوج / 14:52  / 15:44  / 16:32 / 16
یزد  / 14:47 / 15:44  / 16:36  / 23

خورشید گرفتگی در مناطق شمال شرقی ایران نسبت به دیگر مناطق کشور طولانی تر است و بخش وسیع تری از قرص خورشید پوشیده می شود. توجه به این نکته لازم است که مشاهده مستمر خورشید گرفتگی به بینایی آسیب می رساند و برای این کار، استفاده ازصافی های مناسب ضروری است.

مواد غذایی مناسب هنگام پرواز با هواپیما

نکات زیر به شما کمک می کند موقع پرواز با هواپیما هم تغذیه سالمی داشته باشید

 

فرایندهای امنیتی فرودگاه و بودجه خطوط هوایی به مرور زمان دستخوش تغییر شده است و در پروازها اکثر غذاهایی که برای مسافرین سرو می شود، غذاهای فست فود هستند. این مسئله باعث شده، خیلی از افرادیکه سعی دارند همیشه تغذیه سالمی داشته باشند، به دنبال راهکارهایی برای حل این مشکل باشند.

تغییرات پرواز و اقدامات امنیتی باعث شده خیلی از مسافران آنقدر در فرودگاه وقت اضافی داشته باشند که مجبور شوند یک وعده غذا را در رستورانهای فرودگاه صرف کنند. انتخاب هایی که در فرودگاه های کوچکتر پیش روی افراد است، چندان جالب توجه نیست اما اکثر فرودگاه های بزرگ، رستوران هایی با ذائقه های محلی دارند که انتخاب های گوناگونی را پیش روی مسافرین قرار می دهد و به این ترتیب مسافران مجبور نیستند از غذاهای فست فود استفاده کنند. شما می توانید از میان لیست غذاها، غذاهای کم چرب تر انتخاب کنید و سبزیجات و بخواهید که در سوپتان، سالادتان و پش غذا و دسرتان هم از سبزیجات و میوه جات بیشتری استفاده کنند.

زمان غذاخوردن برای خیلی از مسافران کوتاه است. از آنجا که انتخاب های غذایی که می توانید هنگام پرواز داشته باشید خیلی محدود است، بهترین راهکار این است که غذایی که می خواهید را همراه خودتان بیاورید. قوانین امنیتی به مسافران این اجازه را می دهد که غذا و نوشیدنی مصرفی خود را از رستورانهای بعد از محل بازرسی امنیتی تهیه کنند.

همچنین می توانید از خانه با خودتان غذای دلخواهتان را بیاورید اما باید آن را داخل ساک و چمدانهای خود قرار دهید که از زیر دستگاه تصویربرداری رد شود. غذاهای غیرجامد مثل ماست، سوپ، کره بادام زمینی، یا میوه جات کنسروی باید در بسته بندی های 5/1 کیلویی یا کوچکتر باشد و در سهمیه مایعات قابل حملتان قرار گیرد.

یک آغاز سالم

اگر پروازتان صبح زود است و وقت نداشتید که قبل از آن چیزی در خانه صرف کنید، هنوز هم می توانید روزتان را با یک صبحانه عالی و پرانرژی شروع کنید. می توانید ماست، سیریال، شیر کم چرب، میوه های تازه را در راه به سمت گیت هواپیما خریداری کنید. همچنین می توانید از نان شیرنی ها سالم (درصورت ممکن تمام غلات) استفاده کنید. شیرنی های بزرگ کالری بسیار بالایی دارند به خاطر همین بهتر است آنها را به صورت ساده یا کمی خامه کم چرب یا کره بادام زمینی برای پروتئین و انرژی طولانی مدت تر، مصرف کنید.

یک صبحانه خوشمزه و درعین حال سالم دیگر می تواند یک ساندویچ تخم مرغ یا شیرینی باشد اما اضافه های روی آن مثل تخم مرغ، بیکن، کره و از این قبیل را محدود کنید و صد درصد سراغ سوسیس های پرچرب هم نروید. همچنین از مصرف شیرینی های شکری با قند و چربی بالا و پیراشکی که انرژی کوتاهی هم برایتان فراهم می کنند خودداری کنید.

غذا خوردن حین پرواز

اگر پروازتان همزمان با یکی از وعده های غذایی بود، حتماً از میان انواه ساندویچ و غذاهایی که به شما پیشنهاد می کنند، به دنبال انتخاب های کم چرب تر باشید. از مهماندار بخواهید برایتان سبزیجات بیشتری بیاورد و فقط از یک نوع چاشنی چرب، مایونز یا سس یا پنیر یا بیکن، استفاده کنید که هرکدام حدود 50 تا 100 کالری به کالریهای مصرفیتان اضافه می کنند. می توانید از سوپ های گوجه فرنگی یا جو، گوشت کبابی و سالاد استفاده کنید. از شیرینی های بزرگ دوری کنید چون 200 تا 300 کالری به کالری های مصرفیتان اضافه می کنند.

اگر نیاز به یک تنقلات دارید، انتخاب های سالمی مثل ماست، میوه تازه، سیریال تمان غلات و از این قبیل انتخاب های خوبی هستند. همچنین می توانید همراه خودتان از خانه آجیل بیاورید و بعنوان تنقلات مصرف کنید. در خیلی از فرودگاه مغازه هایی هست که میوه تازه هم می فروشند که بعنوان تنقلات انتخابی عالی است.

اما اصلاً عادت نکنید که در تمام طول مسیر همیشه مشغول خوردن چیزی باشید. می توانید پرواز با هواپیما را راهی برای از بین بردن خستگی و استرس بدانید. به جای قهوه های خامه داری که در هواپیما سرو می شود و بدون اینکه ماده مغذی داشته باشد کالری یک غذای کامل را به بدنتان می رساند، یک بطری آب، آب بدنتان را در طول پرواز تامین میکند.

وقتی در هواپیما هستید، درمورد هر غذا یا نوشیدنی که به شما تعارف می کنند اول خوب فکر کنید و بعد قبول کنید تا کالری اضافه به بدنتان وارد نکنید  و رژیم غذاییتان موقع پرواز هم آسیبی نبیند.
(سایت مردمان)

درياچه هامون آخرين نفس‌هاي خود را كشيد و كاملا خشك شد.

درياچه هامون، پيش و پس از خشك شدن

 

 درياچه‌هاي هامون كه آخرين نفس‌هاي خود را مي‌كشيدند، به‌طور كامل خشك شدند. اين مسئله نه‌تنها باعث به‌وجود آمدن طوفان‌هاي شديد در منطقه شده، بلكه به سلامت و اقتصاد مردم زابل نيز ضربه زده است.

 
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ درياچه هامون آخرين نفس‌هاي خود را كشيد و كاملا خشك شد. اين اتفاق از اوايل سال‌جاري حدس‌پذير بود، ولي هنوز مردم و مسئولان محيط زيست اميدوار بودند تا بارش باران در كوه‌هاي هندوكش، باعث شود تا آورد اين آب به هامون سرازير شود. اما اميدها محقق نشد و هامون از دست رفت.
پرويز آرامنش، رييس اداره كل حفاظت محيط زيست استان سيستان و بلوچستان، در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت:« چند روز پيش براي بازديد به درياچه هامون رفتيم. متاسفانه اين درياچه‌ها كاملا خشك شده‌اند.»
آرامنش در ادامه گفت:« در هامون صابوري و هيرمند، حتي يك قطره آب هم باقي نمانده است. در هامون پوزك هم تنها مقداري آب باقي مانده كه آن‌هم تا مدتي ديگر از بين مي رود.»
وي گفت:« به‌دليل خشك شدن هامون‌ها، طوفان‌هاي شديدي در منطقه به وجود آمده است. به‌طوري كه ما از ابتداي ورود به منطقه تا لحظه خروج از آن درگير اين طوفان‌هاي شديد بوديم.»
آرامنش در ادامه گفت:« خشك شدن هامون معضلات اجتماعي براي مردم زابل به‌وجود آورده است. اقتصاد آنها كاملا تحت تاثير اين موضوع قرار گرفته و شغل آن‌ها را به‌خطر انداخته است.»
وي در ادامه گفت:« اگر مردم اين منطقه دامي داشتند به‌خاطر هامون بود و علوفه آن‌ها از طريق اين درياچه تامين مي‌شد.»
آرامنش گفت:« برخي از مردم منطقه به‌دليل خشك شدن اين درياچه به شغل‌هاي كاذب رو آورده‌اند.»
رييس اداره كل محيط زيست سيستان و بلوچستان، خشك شدن درياچه هامون را باعث به‌خطر افتادن سلامت مردم زابل دانست و گفت:« مردم منطقه دچار انواع بيماري‌هاي تنفسي و چشمي شده‌اند. خود ما كه براي بازديد هامون رفته‌ بوديم، با اينكه عينك به چشم داشتيم، بر اثر طوفان‌هاي منطقه دچار سوزش چشم شديم.»
وي در ادامه گفت:« از سوي ديگر آب شرب مردم منطقه نيز تحت تاثير قرار گرفته است.»
آرامنش در ادامه گفت:« استان سيستان و بلوچستان در زمينه خشكسالي تجربه‌هاي زيادي دارد،‌ اما اميد ما در سالجاري به استمرار حيات مجموعه تالابهاي هامون نقش بر آب شد و اين منطقه زيبا و منحصربه‌فرد به‌طور كامل خشك شد.»
مديركل محيط زيست استان سيستان و بلوچستان به ميراث خبر گفت:« خشکسالي‌هاي پي‌درپي باعث شد تا مجموعه تالابهاي هامون كه تا سال 1378 با حجمي بالغ بر 8 ميليارد مترمکعب؛ عامل اصلي حيات در منطقه سيستان شناخته مي‌شد، خشك شود. سال گذشته با افزايش نسبي بارندگي کمتر از نيمي از حجم اين درياچه مجددا پرآب شد. اما متاسفانه اين شرايط در سال‌جاري پايدار نماند.»
آرامنش در ادامه گفت:« تالاب هامون از لحاظ اقتصادي براي ساكنان سيستان اهميت فراواني دارد و ازنظر زيست محيطي نيز منبعي عظيم و مهم به شمار مي‌رود. منطقه حفاظت شده هامون، به علت قرارگرفتن در مركز مناطق كويري و نيمه‌كويري كشورهاي ايران و افغانستان، در حقيقت تنها مامن زيست پرندگان مهاجر در شرق كشورمان محسوب مي‌شود.»
در دشت سيستان يک سري فرورفتگي هاو چاله‌هاي طبيعي وجود دارد که در ماه‌هاي مختلف به درياچه و تالاب و نيزار تبديل  و به سه قسمت تقسيم مي‌شود كه هامون ناميده مي‌شود. هامون، از مهمترين تالابهاي جهان به شمار مي‌روند كه در منطقه كويري و بياباني شرق كشورمان، در استان سيستان و بلوچستان، واقع شده است. اين منطقه دشت هامون و درياچه يا تالاب هامون و رودخانه هيرمند را شامل مي‌شود. اين تالاب از سه بخش «پوزك» در شمال‌شرقي و «صابوري» در شمال غربي و هامون «هيرمند» در مغرب و جنوب‌غربي سيستان تشكيل شده است. البته، مساحت هر يك از هامونها به آب ورودي رود مرزي هيرمند و رودخانه‌هاي فصلي ديگر (كه وارد تالاب مي‌شوند) بستگي دارد و افزايش هم مي‌يابد.
وسعت کل هامون‌ها در زمان پرآبي 5660 كيلومترمربع است که از اين مقدار 3820 كيلومترمربع متعلق به ايران است. با اين اوصاف، درياچه هامون وابسته به رودخانه هيرمند است واين وابستگي باعث شده تا هرگونه نوسانات در ميزان آب آن، مشکلاتي را براي کل سيستم بوجود آورد. رودخانه هيرمند شريان اصلي ورود به هامون وهمچنين رودخانه‌هاي خاشرود، فراه، هاروت رود، شوررود، حسين‌آباد ونهبندان به هامون مي‌ريزند.
تاكنون حدود 240 گونه جانوري كه بيش از 183 گونه آن پرنده هستند در تالابهاي هامون شناسايي شده است. همچنين پوشش گياهي درياچه شامل 55 گونه است كه 21 گونه آن گياه آبزي در قالب 10 خانواده مي‌باشد.
قطع جريان آب هيرمند به مرز ايران و كمبود باران و درنهايت خشكيدن بخشهايي از هامون، باعث كاهش مهاجرت پرندگان به اين درياچه شده است. درحال حاضر نجات هامونها تنها بستگي به يک بارندگي سيل آسا در حوزه آبخيز آن يعني کشور افغانستان و ارتفاعات هندوکش است.

اولين جشنواره چاي ايراني 23 تا 30 مرداد ماه باهمكاري استانداري گيلان در شهرستان لاهيجان:

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ اولين جشنواره چاي ايراني 23 تا 30 مرداد ماه با همكاري استانداري گيلان و سنديكاي كارخانجات چاي شمال در شهرستان لاهيجان برگزار مي‌شود.
محمدرضا حميدي، دبير اجرايي اولين جشنواره چاي ايراني با بيان اين مطلب افزود:« هدف از برگزاري اين جشنواره احياء جايگاه‌ چاي مرغوب ايراني درسبد معرف خانواده ايراني و مصرف كنندگان ديگر كشورهاي جهان است.»
وي گفت:« اين جشنواره با شعار ايراني چاي ايراني بنوس با حضور مسوولين دولتي، فعالان بخش خصوصي، توليدكنندگان چاي، تجار و صنعت‌گران برگزار مي‌شود.»
دبير اجرايي جشنواره با اشاره به بازديد روزانه هزاران نفر گردشگر و بازديد كننده داخلي و خارجي از جشنواره اعلام كرد:« اولين جشنواره چاي ايراني با همايش بزرگداشت كاشف‌السلطنه پدر چاي ايران در اولين روز آغاز و در مدت يك هفته با برگزاري برنامه‌هاي متنوع جشنواره و نمايشگاه جانبي ادامه خواهد يافت.»
وي تصريح كرد:« طي دهه‌هاي گذشته چاي مرغوب و پرخاصيت ايراني جاي خود را به چاي خارجي بي‌كيفيت و بدون خاصيت داده و اين جشنواره مصمم است تا با معرفي و مقايسه‌ چاي ايراني جايگاه از دست رفته اين محصول را بازگرداند.»
محمدرضا حميدي با اشاره به اينكه حضور مسوولان دولتي، فعالان بخش خصوصي، صنعت گران، بازرگانان و هنرمندان كشور در اين جشنواره نشانه تاكيد ايشان بر حمايت از مصرف چاي ايراني است؛ اظهار داشت:« براي پربارتر شدن اين جشنواره نمايشگاهي با حضور صنايع مختلف در حاشيه جشنواره برگزار شده و هم‌چنين بازرگاناني از كشورهاي سوريه، عراق، امارات متحده، دبي، هندوستان براي عقد قرارداد با توليدكنندگان داخلي به اين جشنواره دعوت شده‌اند.»
وي در پايان از اجراي موسيقي، نمايش و مسابقه با حضور هنرمندان و خوانندگان محبوب كشور در جشنواره خبر دادو اعلام كرد : تور چاي، برنامه‌هاي سرگرم كننده، بازديد از باغات چاي و جاذبه‌هاي گردشگري منطقه و اجراي نمادين مراحل كاشت، داشت، برداشت چاي از ديگر برنامه‌هاي اين جشنواره است.