خبرگزاري ميراث فرهنگي-
گروه گردشگري- پرونده "بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي" در اجلاس ميراث جهاني
يونسكو طرح شده و به عنوان يازدهمين اثر ميراث جهاني ايران به ثبت رسيد.
كميته ميراث جهاني در سي و چهارمين نشست خود خانقاه شيخ
صفي الدين اردييلي و مجموعه آثار پيرامون آن را در استان اردبيل در فهرست
ميراث جهاني يونسكو ثبت كرد.
طبق همين گزارش اين اثر تاريخي از نظر حفاظتي شرايط
بسيار خوبي داشته و داراي عناصر بسيار شاخص و كميابي از معماري در دوران
ميانه اسلامي است.
بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي با دارا بودن بناهايي از
سال 735 هجري قمري تا 1038 ه ق به عنوان يك مجموعه معماري، كاشيكاري پرحجم
معرق، نقاشيهاي مطلاي ديواري، صندوق منبت و مشبك قبور، درهاي نقرهپوش و
تالار چينيخانه به ثبت يونسكو رسيد.
مجموعه بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي پس از وفات شيخ صفي
در سال 735 ه.ق به وسيله فرزند وي صدرالدين موسي با ساختن يك برج مقبرهاي
به نام "الله الله" در محل دفن وي پايه گذاري شد. در طول زمان بهخصوص پس
از شروع حكومت صفويه با توجه به ارادت و احترام خاصي كه پادشاهان صفوي نسبت
به جد خود معمول ميداشتند، واحدهايي به صورت بخشهاي الحاقي به مجموعه
قبلي اضافه شده به طوري كه پس از مرگ شاه اسماعيل اولين پادشاه سلسله صفويه
او را در كنار قبر شيخ با ساختن گنبدي كوچك به خاك سپردند.
پس از دفن شاه اسماعيل، در طول سالهاي بعد شماري از
مشايخ و محارم خاندان صفوي و گروهي از قربانيان جنگهاي شيروان و چالدران
در جوار مرقد شيخ دفن شدند. مدفن شيخ صفيالدين اردبيلي جداي از آن محل نشر
تفكر سياسي مذهبي صفوي و جايگاه حضور بزرگان اين سلسله و كنترل حكومت شد و
از زمان شاه طهماسب اول، ساختمان بقعه توسعه يافت و محل امن و بست نيز به
حساب آمد که براي ورود به آن، مراحل و مراتب هفتگانة طريقتي درنظر گرفته
شد.
اجزاي مهم مجموعه بقعه شيخ صفيالدين عبارتاند از سردر
ورودي كه در زمان خود در جبهه غربي ميدان عاليقاپو قرار داشته و هم اينك
در انبار بقعه نگهداري ميشود و به استناد كتيبهي معرقاش در زمان
شاهعباس دوم ساخته شده است. پس از آن حياط بزرگ مشجر مستطيل شكل مجموعه در
مدخل غربي است كه حائل ورودي و هسته مركزي محسوب ميشود و ديوارهاي آجري
آن داراي طاقچه و طاقنماهايي است.
پس از اين حياط بزرگ، يك راهرو مياني يا صحن كوچك وجود
دارد كه رواقها و طاقنماهاي آن با گچبريهاي زيبايي قاببندي شده و
لچكيهاي آن نيز با كاشيهاي معرق پوشيده شده است. در جنوبي اين راهرو به
"چلهخانه جديد" يا "قربانگاه" باز ميشود. اين بنا که احتمالاً قديميترين
عنصر مجموعه است و بيشتر از ديگر بخشها آسيب ديده. با توجه به نام و
ترکيب ظاهري اين بنا ميتوان آن را بخشي از خانقاه خود شيخ صفي دانست.
اطلاق نام قربانگاه به اين مکان نيز از آنجاست که اين محل بعد از دورهي
صفويه و پس از ويراني به صورت قربانگاه در آمد.
جزء بعدي صحن اصلي يا حياط داخلي است که به نام حياط
قنديلخانه نيز شناخته ميشود، محوطهاي است مستطيل شکل که با تخته سنگهاي
صاف و صيقلي مفروش است و در مرکز آن يک حوض سنگي کم عمق گلبرگي شکل با
دوازده تَرک تعبيه شده است. ضلع غربي حياط که سردر عباسي در آن قرار دارد،
يک ديوار سراسري و طاقنمادار آجري است که با کاشيهاي معرّق تزيين شده است .
اين ديوار در قسمت شمالي به حجرات کوچک دو طبقه با سقف کوتاه ختم ميشود
که احتمالاً محل چلّهخانة قديم بوده است.
در ضلع شمالي صحن اصلي، ايواني با در بزرگ چوبي ارسي مشبّک قرار دارد. در
شمال اين ايوان، که به مثابهي شاهنشين است، درِ ارسي ديگري تعبيه شده که
به ساختماني گنبددار و هشت ضلعي موسوم به "جنتسرا" باز ميشود. بر ديواره
هاي شمالي و غربي جنتسرا درهايي براي راهيابي به اتاقهاي مجاور نصب
کردهاند.
دارالحديث يا طاق متولي در ضلع جنوبي صحن اصلي، قرينه و روبهروي جنتسرا،
واقع شده و مشتمل است بر درِ ارسي مشبک بزرگ، ايواني با طاق ضربي، و دو
اتاق کوچک در دو سوي ايوان. مقابر برخي از بزرگان صفوي نيز در دو سوي اين
بنا به چشم ميخورد. نماي بيروني دارالحديث با کاشي معرق تزيين شده و در
پيشاني بنا احاديثي از پيامبر اکرم (ص) به خط نسخ نقش بسته است.
قنديلخانه، در جبههي شرقي صحن اصلي، بنايي الحاقي است که بعد از ايجاد
آرامگاهها و چينيخانه و جنتسرا و به احتمال زياد، در زمان شاه طهماسب
اول براي اتصال بناهاي منفرد به يکديگر ساخته شده است.
در جبههي شمالي نماي قنديلخانه، طاق و سردر ورودي
قنديلخانه واقع شده است. نماي اين طاقِ بلند و جناغي تماماً با کاشي معرق و
کتيبههاي مختلف تزيين شده است. قوس طاق از نوع قوسهاي چهار مرکزي است و
به دو ستون باريک مرمرين سفيد با سرستونهاي مقرنسدار تکيه دارد. پيرامون
درگاه با کاشي معرق و کتيبههايي با خط ثلث زينت يافته است. اطلاق نام
قنديلخانه نيز به دليل قنديلهاي نوراني آنجا بوده که روشنايي آستانه را
تأمين ميکرده است .
چينيخانه از بناهاي اوليهي مجموعة شيخ صفي است که
احتمالاً قبل از احداث جنتسرا و قنديلخانه، و حتي شايد همزمان با گنبد
اللّهاللّه ساخته شده باشد. اين محل که به طور کاملاً نامتقارن به
قنديلخانه راه پيدا ميکند، در ابتدا محل اجتماع درويشان يا تالار مراسم
(جمعخانه) بوده است. در دوران شاه عباس اول با ايجاد تغييراتي در داخل آن،
محل نگهداري کتب نفيس و اشياي قيمتي و چينيهاي سلطنتي شد.
آرامگاه شاه اسماعيل که از شاهنشين قنديلخانه به آن راه مييابند، اتاق
کوچکي است با پوشش گنبدي آجري مستقر بر روي چهار پيلپوش (سه کنج) و چهار
قوس متقاطع. قسمت بالاي ديوارها و سقف به شيوهي ماهرانهاي با گل و بته
نقاشي و روي آنها با رنگهاي مختلف و آب طلا تزيين شده است. ديوارها تا
ارتفاع 69/1 متر از کف آرامگاه با کاشيهاي خشتي آبي لاجوردي که بر روي
آنها با آب طلا نقش اندازي شده پوشش داده شده است.
صندوق چوبي نفيسي از خاتم و منبت بر قبر شاه اسماعيل
نهادهاند که گويا هديهي همايون شاه گورکاني است. تمام صندوق با يک غلاف
درهم بافته پيچ در پيچ از شکلهاي هندسي گرهسازي شده است . سطوح جانبي آن
با زههايي از چوب آبنوس به اشکال مختلف هندسي و ستارههاي ده پر و نيم
ستاره تقسيمبندي شده و متن ستارهها با عاج مشبک زينت يافته است.
گنبد اللّهاللّه که بر فراز آرامگاه برجي شيخ صفي قرار
گرفته و در واقع هستهي مرکزي مجموعه به شمار ميرود، به دست صدرالدين
موسي ساخته شده است. نماي بيروني آن برج آجري استوانهاي شکلي است که بر
روي قاعدهي سنگي هشت ضلعي قرار گرفته و به گنبدي کم خيز و عرق چيني شکل در
بالا ختم مي شود. بر روي بدنهي برج با کاشي معقلي فيروزهاي رنگ کلمهي
جلاله اللّه تکرار شده و بدين سبب آن را گنبد اللهالله ناميدهاند. قبر
شيخ در وسط محوطهي هشتضلعي، درون آرامگاه، با صندوق چوبي منبت و
خاتمکاري نفيسي پوشيده شده که در گذشته مرصع به جواهرات بوده است.
حرم خانه در ضلع شرقي شاه نشين قنديل خانه ، يک در نقره اي به راهروي با
سقف کوتاه باز مي شود که کف آن با کاشيهاي خشتي دورة صفوي فرش شده است . در
طرفين راهرو دو قبر با سنگ مرمر وجود دارد. اين راهرو از سمت شرقي به
اتاقي مربع شکل با طاقي کوتاه مي رسد که کاربرد آن مشخص نيست و قبري نيز در
آنجا به چشم نمي خورد. در ضلع جنوبي اين اتاق دري نسبتاً کوتاه از چوب
گردو که به شيوة لاکي با گل و پيچک و آب طلا تزيين شده به راهروي کوتاه باز
مي شود و راه به حرم خانه مي برد.
حرمخانه فضايي است مربع شکل به اضلاع ده متر که يک گنبد سادهي آجري
نيمکره آن را پوشش داده است . اين گنبد در 1336 ش بر جاي گنبد اصلي و به
تقليد از آن ساخته شده است . نام حرمخانه شايد به آن دليل باشد که نخست
همسر شيخ صفي در آنجا دفن شده است؛ گرچه بعدها تعدادي از مردان خاندان صفوي
نيز در مجاورت وي مدفون گرديدهاند. در حال حاضر تعداد ده قبر در حرمخانه
موجود است كه به محارم و بزرگان خاندان صفوي تعلق دارد.
محوطهاي که امروزه در مشرق و شمال بناي چينيخانه واقع
شده به حياط و گورستان شهيدگاه معروف است. شهيدگاه در زمان صفويه فضاي
وسيعتري داشته است، ولي در حال حاضر قسمتي از آن زير خانهها و مدرسهي
جديدالاحداث شمال جنتسرا رفته است. شهيدگاه در اصل گورستان عمومي مجاور
آستانه بوده اما در 915، پس از غلبهي شاه اسماعيل اول بر فرخ يسار شيروان
شاه، اجساد سرداران شيخ حيدر که در جنگهاي شيروان کشته شده بودند به اين
مکان منتقل و مدفون شد.